زینب فاطمی

نمایشگاه ها

برگزاری بیش از 10 نمایشگاه انفرادی و 120 نمایشگاه گروهی

از جمله …

نمایشگاه انفرادی

1385 ، 1386 ، نگار خانه زر ، آمل

1384  ، نمایشگاه طراحی ، خانه فرهنگ آمل

1385، نمایشگاه نقاشی ، خانه فرهنگ ، آمل

1387 ، نگارخانه حجم سبز ، قائمشهر

1394 ، طراحی و نقاشی به عنوان از این جنون معلق ، در گالری ایسو

1398 ، احولی ، گالری ایسو ، آمل

و …

نمایشگاه گروهی

1389-1391 ، شرکت چهار دوره هنر مفهومی هنر در فضای آزاد

1390 ، شرکت در هنر مفهومی ، کوآلالامپور، مالزی

1386 ، سالانه هنرمندان معاصر مازندران ، تالار هنری صبا ، تهران

1393 ، سالانه هنرمندان مازندران ، تالار هنر نیاوران ، تهران

1395 ، نمایشگاه هنر معاصر ، پرژه های برجاس ، گالری آران ، تهران

1396 ، نمایشگاه هنر معاصر ، پرژه های برجاس ، گالری آران ، تهران

1398 ، نمایشگاه گروهی نقاشی و طراحی ، کجکوک سکوت ، گالری گذار ، اصفهان

1395 ، نمایشگاه نقاشی و طراحی ، پروژه های برجاس ، گالری هنر ، ساری

1398 ، شرکت در بینال استخاله ، گروه هنری برجاس ، درسدرن ، آلمان

1398 ، پروژه ی کلکسیون درد ، پروژه های گفت و گویی برجاس ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، پروژه ی اتمیزه ، پرو ژه های گفتگویی برجاس ، گالری ایسو ، آمل

1384 ، نمایشگاه گروهی حجم سبز ، نگارخانه آثار ، تهران

1385 ، نمایشگاه گروهی حجم سبز ، نگارخانه آثار ، تهران

1397 نمایشگاه گروهی طراحی و نقاشی گروه هنری حجم سبز ، گالری هپتا ، تهران

و…

نمایشگاه گردانی.

1385 ، نمایشگاه به عنوان اکسپوی چین ، مدیریت فریبرز زرشناس/ نگارخانه زر ، آمل

1386 نمایشگاه انجمن نقاشان ایران ، با مدیریت فریبرز زرشناس ،  نگارخانه زر، آمل

1388 ، نمایشگاه نقاشان مازندران ، نگارخانه زر ، آمل

1386 نمایشگاه نقاشان مازندران ،  نگارخانه حجم سبز ، قائمشهر

1397 هنرمندان نقاش آمل ، گالری ایسو ، آمل

1394 – 1397 ،  برگزاری چهار دوره طراحی معاصر ، گالری ایسو ، آمل

1389-1398 ، برگزاری 15 دوره نمایشگاه ازآثار هنرجویان آموزشگاه مقیم در مچاله

1394 ، نمایشگاه جمعی ازهنرمندان ایران به بهانه ی افتتاح نگارخانه ایسو ، به همراهی حمید اسدزاده ، گالری ایسو ، آمل

1395 ، هنرمندان نسل نو ، هنر معاصر ، گالری ایسو ، آمل

2019 ، پروژه های گفتگویی برجاس ، اتمیزه شدن هویت ایرانی ، گالری ایسو ، آمل

2018 ، برگزاری نمایشگاه هنرمندان نسل نو، آمل ، نگارخانه زر ،آمل

نشست ها ی گفتگویی

1394 – 1398 ، برگزاری بیش از 30 نشست در پیرامون هنر تجسمی در گالری ایسو ، آمل

1389 تا کنون ، برگزاری مداوم جلسات نقد فیلم ، تئاتر ، موسیقی ، ادبیات فارسی ،  گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، پرورش ذوق عامه در عصر پهلوی ، تحلیل کتاب ، علی قلی پور ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، امر روزمره در جامع پسا انقلابی ، تحلیل کتاب ، عباس کاظمی ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، هنر معاصر و امر اجتماعی ، امید قجریان ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، هنرمند حرفه ای و هنرمند پیشرو ، عیسا چولاندیم ، گالری ایسو ، آمل

1397 ، سخنرانی با موضوع شئ وارگی اندیشه اسلامی ، آموزشگاه هنری بوم ، رشت

1397 ، گفتگوی آزاد پیرامون مجموعه آثار نقاشی من ، شهر کتاب نور ، نور

1398 ، سخنرانی با موضوع اتمیزه شدن هویت ایرانی ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، سخنرانی با موضوع پروژه های گفتگویی برجاس ، گارگاه هنری و صنعتی یاتوکا ، رشت

 

زینب فاطمی

عیسی چولاندیم متولد ۱۳۵۵ در خرم آباد،

دارای مدرک کارشانسی ارشد از دانشگاه تبریز در حوزه هنرهای

تجسمی بعنوان هنرمند و پژوهشگر تا کنون فعالیت کرده است.

وی در این نشست که با همکاری “پروژه های بُرجاس” در شهریور ماه ۱۳۹۸ در گالری

ایسو برگزار گردید، مرز بین هنرمند حرفه ای

و هنرمند پیشتاز را بررسی کرد و مؤلفه های هنرمند پیشتاز یا آوانگارد

را با مؤلفه های هنرمند حرفه ای قیاس کرد و به نقاط

مشترک و در عین حال تمایزات این دو اشاره کرد.

درباره نمایش انفرادی زینب فاطمی:

این پروژه در واقع شامل دو مجموعه مجزا بود که در دو سالن گالری ایسو بنمایش در آمدند. در اولین سالن با مجموعه “یک مشت خاک” مواجه میشویم که شامل طراحی هاییست که با ترکیب مواد تولید شدند و در سالن دوم با مجموعه “احولی تاریخی” مواجه می شویم که بصورت اسمبلاژ تولید شده اند.

بیانیه:

بیانیه یک مشت خاک
“فیگور هایی در هم، فیگور هایی برهم، فیگورهایی رو هم، فیگور هایی توو هم، زنجیره ی ناتمام ناکامی چون مشتی خاک که بر می خیزد جاذبه فرودش میکشد و زمانه از یادش.

این تصویر را به خاطر بسپار وقتی که فراموش کرده ای، همان لحظه که فراموش کرده ایم، مشتی خاک به دام فرو می غلتد و مشتی آدم در زمین، این کلام را به خاطر بسپار هگل عزیز، این روح دوران من است.”

بیانیه احولی تاریخی

“افکار عمومی از با اهمیت ترین و پیچیده ترین حوزه محاسبات علوم سیاسی محسوب میشود.
سیاست مداران از اینکه کنترل افکار عمومی از اختیارشان خارج شود بسیار هراسانند.
نظام قدرت یا از طریق اعتماد عمومی یا از طریق ترس و ارعاب افکار عمومی را کنترل میکند، بدین امکان افکار عمومی یا به تحلیل تاریخی نظام حاکمه اعتماد دارند یا در شرایط ترس  تحلیل خود را از تاریخ تکثیر میکنند و بدین وسیله تاریخ برای توجیه و خواسته های هر یک از طرفین مواد خامی محسوب میشود تا هر گونه که میخواهند آن را تفسیر کنند.
افکار عمومی کنش های تاریخی خود را بر اساس نیاز های روزمره محاسبه میکنند و آن بخشی از تاریخ را در فضای عمومی روایت می کنند که در نیاز های روزمره خود جستجو میکنند و به تاریخ انگاری روی می آورند. سیاست مداران نیز همان نیاز های روزمره مردم را از طریق رسانه های خویش به سمتی که میخواهند سوق می دهند و به تاریخ سازی روی می آورند.
بازی با رویداد ها و شخصیت های تاریخی امروز در فضای اجتماعی و سیاسی و تولیدات فرهنگی در رسانه های عمومی و مجازی امری متداول شده است. این نمایشگاه خود نمونه ای از یک بازی با منابع تاریخی محسوب میشود.
بازی ای که شاید کمی واقعی تر به نظر برسد یا بازی دیگری باشد برای پنهان کردن تاریخ یا تاکیدی باشد به نسبی بودن تاریخ نویسی. ایجاد فرم های مکانیکی و فضای تعاملی با تماشاگر تلاشی ست برای ایجاد روایت تاریخی و گذر دادن مخاطب از لابه لای زمان و این روشی ست که در لایه های مفهومی آثار نهادینه شده است، روایت گری یکی از ویژگی های زبانی در فرهنگ هنر ایرانی به خصوص در ادبیات و نگار گری ایرانی می باشد که سعی به وام گرفتن از آن کردم.
تصاویر منتخب شده در آثار، حاکی اسنادیست که در فضاهای مجازی و کتاب خانه ای به صورت روزمره دست به دست میشوند. شخصیت ها بخشی از قهرمان های سیاسی و تاثیر گذار بعد از مشروطه اند که بنا به ضرورت زمان در بازی من قرار گرفته اند و راوی قصه های من از تاریخ اند. ”

آنی که فرو می پاشی و آنهایی که فرو می پاشند در هم، زنجیره ای از درد های در هم و بر هم این واقعیت ماست که فرو می ریزد و این خیال توست که می شکند.
شاخه ای که می شکنی و می سپاریش به باد، در دم خواب درختی آشفته می شود.

جهان بینی هنرمند در مجموعه ی از آن جنون معلق:

طریقی که به قد بشر، پشت میلیونها تخیلی نامیرا، همواره رو به “من” دارد. راهی در رنگ زمان و از رنگ و زمان عاریست، طریقی میان تعارضات، درکی میان تفاوت ها، تجربه از خیال که باور دارد که درک محصول کفر و ایمان است. ایمان دارد “من” رو به سوی جبریتی مطلق آزاد است، آزادی رو به تسلیم دارد و تسلیمی که بر خود طغیان می کند. همه ام، حس و عقل و عاطفه ذهن و خیال، تاریخ و تجربه، دانش و اعتقاد، همه در اختیار من واحد و تن متکثر رو به درکی نامیرا دارد “همه ام” دانسته می شوند که فراموش شوند دانش رو به مرگ می رود تا عشق آزاد شود  همه دانسته می شوند که فراموش شوند تا یکسره تماشا شویم همه ام ابزار می شوند تا مرزهای تخیل، پرنده شوند.

درباره نمایش انفرادی حمید اسدزاده:

 

همه چیز در تاریخ معاصر ایران رنگ و بوی سیاسی و ایدئولوژیک به خود گرفته و این رویکرد تاریخی و فرهنگی ما ایرانیان باعث ایجاد تضاد ها و دوگانگی های زیادی شده که در شرایط کنونی سازش و گفت وگو را ناممکن کرده است .

همه ی پکیج های سیاسی ، تاریخی ، فرهنگی ، ملی و اجتماعی و فردی در دوگانه های زشت و زیبا ، سیاه و سفید ، مثبت و منفی، اسلام و کفر ، حلال و حرام ، زن و مرد ، بی حجاب و با عفت ، دنیا و آخرت ، بهشت و جهنم ، غربی و شرقی ، مظلوم و ظالم ، منفور و مقدس؛ حل شده اند و این تضادهای شدید نگرش منطقی به واقعیت را ناممکن کرده است و هر راهی را برای سازش و گفت وگو بین انسانها مخدوش ساخته و این دوگانه سازی ها  مرز این بحران را عمیق تر کرده و تجربه جمعی، آزادی های فردی و حق انتخاب آ زاد را از بین برده است . این ارزش های برساخته هر روز توسط رسانه و مجریان دوگانه سازی ، مقدس نمایی می شوند و به صورت یک طرح ایدئولوژیک مرز بین این دو جهان متضاد را واضح تر می کنند. هر کس که دوست نیست دشمن است! نوعی یک دست سازی برساخته ، که هر نوع رنگ دیگر و صدای متفاوت را بیگانه خطاب می کند و این مرز بزرگ از دوگانه ها اجازه ی تشکیل گروه های قانونی ، نهادهای مدنی و احزاب اجتماعی  را از انسان سلب می کند. این عدم گفت وگو روز به روز ما را منزوی تر ، خشمگین تر و کینه ورزتر می کند و در خیال ما جز دشمن پنداری تصوری دیگر نمی سازد.

اَتُمیزه شدن هویت جمعی در ایران

اتم به اندازه ای کوچک است که با چشم دیده نمی شود ، این اصطلاح به هویت کوچک شده جامعه  ایرانی اطلاق می شود که از بند تاریخ طولانی خود جدا شده و زیستی سنتی خود را کنار زده اند ولی هیچ هویت جمعی جدیدی درآن طلوع نکرده است.

هرگز جامعه ای را بدون افرادی که ، بحران شخصیتی دارند  نمیتوان تصور کرد، وقتی بحران ها شخصیتی در جامعه ای سیستماتیک می شود و جامعه ای بدون ترس امراض خود را ابراز می کند ، دروغگویی ، حسادت ، کنترل گری ، کینه توزی ، بی عاطفگی و سطحی بودن از مهم ترین علائم بیماری حاد اجتماعی می باشد که آشکارگی  خشونت ، امری طبیعی و روزمره می شود.

به علت نبود سازمانهای مستقل فرهنگی و هنری ،آموزشی، نبود گفتگو در باب علوم انسانی و عدم پرداختن به هنر ، احزاب مستقل سیاسی ،رسانه های مستقل ، عدم رعایت قوانین کشور، قوانین اقتصادی و حقوق اجتماعی کار ، بحران محیط زیست و ….

هرج و مرج بدنه فرهنگی و اجتماعی ایران را در بر گرفته است ، و خشونت ارتباطی عاملی شده است تا انسانها در این مرز ،هر یک پاسخی خودخواهانه به کمبود های نامبرده  بدهند بدون اینکه مسوولیت کاری که کرده اند را بپذیرند ،

انسانها در این بی هویتی ،کوچک ،خودخواه، از هم گسیخته ،متظاهر ،منافع طلب و خشونت طلب می شوند ، و این عوامل ارتباط و مشارکت عمومی را تا پایین ترین سطح خود در سالهای اخیر کشانده است و بی اعتمادی اجتماعی در جامعه فراگیر شده است .

این کوچک شدن فرهنگ اجتماعی به افراد تنها با روابط از هم گسیخته ،  از ما فردی تنها و غمگین ساخته است که من آن را اتمیزه شدن هویت جمعی نامیدم. در این پروژه هنرمندان سعی میکنند که در پی علت های این آسیب و زخم به صورت هنری بگردند تا نمایانگر گوشه ای از این بحران جامعه ایران باشند.

حمید اسدزاده

 

درباره پروژه

برخی تحلیلگران داخلی و خارجی باور دارند که جامعه ایرانی جامعه‌ای اتمیزه شده است، و برخی معتقدند که این اتفاق هنوز در جامعه ایرانی نیفتاده و برخی دیگر معتقدند که اتمیزه شدن نه در جامعه، بلکه در ساختار قدرت اتفاق افتاده است. برخی اتمیزه شدن جامعه ایرانی را به فال نیک گرفته و آن را مترادف با فرایند شهری شدن، تجدد و فردگرایی غرب دانسته اند و…
اَتمیزه شدن فرایندی ست که میتواند هر سه ساختار قدرت، روشنفکری و مردم را همزمان در برگیرد و گاه میتواند یک یا دو بخش از جامعه را در برگیرد. در این پروژه فرایند اَتمیزه شدن بوسیله حمید اسدزاده یعنی کیوریتور پروژه بعنوان یک ضرورت در جامعه معاصر ایرانی مطرح گردید و در عین حال هر یک از اعضای گروه بُرجاس بینش و خوانش های خود را در باب این موضوع به اثر تبدیل کردند. برخی از هنرمندان بُرجاس، اَتمیزه شدن را در ساختار ایدئولوژیک و نقش سازماندهیِ جامعه بوسیله ی ایدئولوژیست ها بررسی کردند و به چالش کشیدند. برخی دیگر از هنرمندان با نگاهی جزئی تر به مقوله ازدواج، خانواده و شکاف های ارتباطی میان اعضای خانواده ی ایرانی پرداختند. افراد دیگری نیز به نقش رسانه ها پرداختند و برخی به سراغ نقش آموزش و پرورش و مدارس در فرایند اَتمیزه شدن رفتند…

شکل گیری پروژه های بُرجاس محصول گفت و گو ها و بحث های پی در پی اعضای گروه است و تمامی افراد گروه در عین اینکه هرکدام فردیت و دیدگاه بخصوص خود را به موضوعات معاصر دارند، اهدافی اجتماعی و جمعی را دنبال می کنند. یکی از دلایلی که در این پروژه ها در عین حضور بیانیه کیوریتور هر کدام از آثار افراد دارای بیانیه ای مجزا هستند، نشان از توازن میان اهداف فردی و اجتماعی گروه است. در این گفت و گو ها که گاهاً چندین ماه زمان می برد، افراد گروه در باب موضوع مطرح شده که هربار میتواند توسط یکی از اعضای گروه مطرح گردد به اشتراکاتی میرسند. در واقع این گفت و گو های جمعی فرایند پیش تولید پروژه های بُرجاس را شکل می دهند.
بنابراین یکی از اهداف برگزاری این پروژه ها در درجه اول تمرین دموکراسی در قالب گروه است. یکی از دلایلی که در جامعه ی ایرانی کار گروهی به معنای واقعی کلمه اتفاق نمی افتد این است که افراد نمی توانند “آرمان های شخصی” خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و هر فرد بدنبال تزریق آرمان خود به افراد دیگر است. تنها در صورتی افراد می توانند در کنار یکدیگر در عین اینکه فردیت های خود را حفظ کنند به سازش برسند که “هدفی اجتماعی” را دنبال کنند. بنابراین پروژه های بُرجاس در وُهله ی اول آرمان ها و اُتوپیاهای شخصی را به دلیل اینکه از بستر واقعی جامعه فاصله دارند و خواهان ایجاد تغییرات از بالا به پایین هستند را با حرکت گروهی و جایگزین کردن هدفی اجتماعی بجای اُتوپیای شخصی به چالش می کشد. پروژه “اتمیزه” 28 آذر 1398 در گالری ایسو بنمایش در آمد.

مصطفی معصومی

 

 

 

بی‌ینال اُستْخالِ ۲۰۱۹- آلمان – با همکاری گالری ایسو

پوسترها بصورت اسلایدی

در استیتمنت گروه برجاس برای این نمایش در شهر درسدنِ آلمان آمده است:

“محدوده”

همه‌چیز از مو باریک‌تر می‌شود؛ گاهی طبیعی‌ترین نیاز چنان در مرز ناامنیِ بین بودن و نبودن سست به نظر می‌رسد که امکان گسستن را هرلحظه فراهم می‌کند. وقتی رابطه به سمت فراموشی برود، وقتی عشق رو به سردی بگراید؛ وقتی حق انتخاب آزاد از بین برود، وقتی تاریخ چنان بی‌اعتبار به نظر آید که گذشته و حال و آینده را گم کنیم و گاهی جغرافیای فرهنگی خود را نیز فراموشمان بشود. گاهی ترس تو را به قانع شدن به آنچه هستی وادار می‌کند و گاهی تو به دنبال محدوده ازدست‌رفته خود می‌گردی.

 

میلاد جهانی سیاهرودی/ به بهانه حضور هنرمندان ایرانی در بی‌ینال اُستْخالِ، دِرِسدن آلمان

دومین دوسالانه و همچنین دوازدهمین جشنواره بین‌المللی اُستْخالِ آلمان در سوم جولای و در شهر درسدن آلمان برگزار شد. درون مایه این بی‌ینال اگرچه از موضوعی واحد برخوردار است اما یک محوریت دیگر ذیل موضوع اصلی این جشنواره قرار دارد. “Ism” عنوان اصلی این بی‌ینال است. در ذیل مفهوم ism موضوع دیگری تحت عنوان WomanIsm برگزار شد. هدف اصلی این دوسالانه فراروی از مرزها است. مرزهایی که با گذشت زمان همچون واژگانی در برابر فکر و ذهنیت آدمی قد علم می‌کنند و از اعتباری محدود و سازمان‌یافته سخن می‌گویند. این دوسالانه مرکزیت مرزها را هدف گرفته و در تلاش است به‌واسطه هنر محدوده این مرزها را نشان دهد و بعضاً بشکند. در بیانیه کلی این جشنواره آمده: در حالیکه تغییرات دیجیتالی و واقعیت مجازی به‌طور روزافزون مرزها را می‌شکافند، ایسم‌های سنتی بکار گرفته می‌شوند تا از ارزش‌ها و دیدگاه‌های ما نسبت به جهان حمایت کنند و آن‌ها را ثبات بخشند، آیا این نوستالژی خالص نیست؟ ایسم‌ها عمدتاً به‌منزله‌ی جزمیات و ارزش‌های اجتماعی یا مفاهیم عام هنر بکار گرفته می‌شوند.

بعلاوه ایسم‌ها تفکیک‌کننده و مشخص‌کننده دیگر نظرگاه‌ها از جهان نیز هستند، ایسم‌ها همان‌قدر که معرف ارزش و ارزشی که امروزه به آزادی داده می‌شود هستند، همان‌قدر هم نماینده‌ی فواید قدرت دگماتیک نیز هستند. مفاهیم، جنبش‌های اجتماعی و پدیده‌هایی چون ایدئولوژی، تروریسم، ناتورالیسم، فمینیسم، آنینیسم (جان پنداری)، مصرف‌گرایی و تفکر آخرالزمانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، به پرسش گرفته می‌شوند و در آثاری که موزه‌داران برای نمایشگاه امسال انتخاب کرده‌اند بازتاب یافته‌اند. هر هنرمندی راهبرد و نظرگاه متفاوت به این مقولات دارد و عمدتاً شماری از این مضامین را شامل می‌شود.

هدف اصلی جشنواره بین‌المللی با انتخاب موضوع womanIsm در ذیل درون‌مایه کلی یعنی Ism، مشخصاً اشاره به زنان سیاه‌پوست دارد. WomanIsm که توسط بنیاد فرهنگی فدرال آلمان تأمین می‌شود، یک پروژه بین‌المللی می‌باشد که شامل نمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، اقامتگاه هنرمندان و همکاری‌های هنری است. هدف این برنامه تأکید بر زنان سیاه‌پوست و زنان سایر گروه‌های حاشیه‌نشین در زمینه زنان سفیدپوست از منظر هنری است که در آن به بررسی و ترویج گفت‌وگو درباره حقوق زنان و جایگاه زنان در دنیای هنر و در کل جامعه خواهند پرداخت. این جشنواره به همت برگزارکنندگان آلمانی در شهر درسدن و برگزارکنندگان آفریقا از اوگاندا و کنیا برپاشده است.

مرکز هنرهای معاصر OSTRALE از سال 2007 نمایشگاه‌های بین‌المللی را در درسدن (آلمان) و خارج از کشور برپا کرده است. با گذشت سال‌ها از این جشنواره، دوسالانه OSTRALE به سومین نمایشگاه بزرگ معاصر در آلمان تبدیل شده است. بنا به گفته مسئولان این یک نمایشگاه جهت فروش نیست، بلکه در راستای مسائل اجتماعی و بحث پیرامون آن مطرح می‌شود، فارغ از آنکه بازار و توسعه آن مدنظر باشد. درون‌مایه موسسه OSTRALE، همزیستی مسالمت‌آمیز، پذیرش افراد خارج از آلمان و یا ناشناخته، احترام متقابل، تنوع مذهبی و بین‌المللی می‌باشد که در این نمایشگاه تأکید شده است. آندرآ هیلگر مدیر و آغازگر اُستْخالِ در خصوص بی‌ینال می‌گوید: “OSTRALE فراتر از محدوده جغرافیایی یا سیاسی و تاریخی است، در عوض فضایی جادویی می‌باشد که توسط دنیای فانتزی و واقعیت شکل‌گرفته است. ایدئولوژی OSTRALE بر پایه ابزاردانستن هنر و وجه دفاعی آن است که همیشه می تواند به عنوان شیوه مبادله، فاقد کلمات باشد. این یک احساس، تجربه و همچنین وجهی تأمل‌برانگیز در ما و وابستگی به کلمات را برانگیخته خواهد کرد. هنر در عین حال محرکی است که در درون عقاید و دستگاه‌های مختلف منطق عمل می‌کند. منظور آنکه هنر نشان می‌دهد نمی‌توان حوزه‌های پیچیده دانش را به یک توضیح واحد، سؤال، موضوع یا به یک الگو محدود ساخت. OSTRALE به عنوان پایه‌ای برای رسم فرهنگ‌سازی آزاد است. فرهنگ رکنی است که ما در مورد زندگی و هویت‌های خود بحث می‌کنیم. اگر بخواهیم یک هویت اروپایی، یک آگاهی مدنی مشترک ایجاد کنیم و از طریق آن یک آگاهی جهانی، نیاز به صنایع و فرهنگ‌های مستقل داریم که بتوانند به صورت آشکار و واضح بیانگر آن باشند. ما باید به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد کنیم زیرا همه حوزه‌های زندگی ما را در برمی‌گیرد.

اگر ما از فرهنگ و هنر بیش‌ازحد بهره‌برداری کنیم و آن‌ها را به اهداف دیگری مطیع سازیم، آن‌ها را از قدرت عمیقی که در خوددارند محروم می‌کنیم. OSTRALE نمایانگر بازی ارواح و طنزآمیز ساختارهای قدرت و ایدئولوژی‌ها و “ارزش” در هنر است. “[2]
بی‌ینال اُستْخالِ در این دوره با استقبال کم‌نظیری از سوی مخاطبان و هنرمندان روبرو بوده است. بنا به گفته مسئولان برگزارکننده، جشنواره سالانه OSTRALE رکورد 30،000 بازدیدکننده از جمله 9،500 دانش‌آموز از مدارس محلی را به خود جلب کرد. در دوسالانه 019 OSTRALE، بیش از 250 اثر توسط 130 هنرمند و بیش از 34 کشور به نمایش گذاشته‌شده که در 5 مکان مختلف در سراسر شهر درسدن قابل مشاهده است.

از ایران گروه برجاس تنها گروهی ایرانی حاضر در این بی‌ینال است. در این بی‌ینال نیز حضور هنرمندان ایرانی و کره جنوبی بیش از دیگر کشورها در سرخطِ خبری آلمان قرار گرفتند. هنرمندان کشور کره جنوبی با ارائه پرفورمنس همراه با رقص و با قدم گذاشتن بر روی برنج بخشی از تاریخ کره را مطرح و پیامی بین‌المللی که ابتدا اشاره به رابطه با کره شمالی داشتند را به نمایش گذاشتند. این گروه که تحت عنوان Cie Yu Dans نام دارد با پوششی پلاستیکی و شفاف همچون بادگیری که در مزارع استفاده می‌کنند به نمایش پرداختند.

در این بی‌ینال هنرمندان ایرانی به صورت گروهی شرکت داشتند و با ارائه آثار خود به یکی از گروه‌های مهم در این دوره تبدیل شدند. این گروه در شهر آمل و از سال 1389 کار هنری خود را آغاز نمود. فروزان سلیمانی یکی از اعضای این گروه می‌گوید: در سال 89 با تشخیص نیاز به حرکت جمعی با ایده پردازی حمید اسد زاده گروهی را تشکیل دادیم؛ اما کم‌کم نیاز بر آن شد که ما افرادی را در گروه داشته باشیم که از پایه زندگی گروهی و نیاز به آن را احساس کرده باشند و بر آن اساس کار حرفه‌ای انجام دهند، چون آموزش زندگی جمعی غیاب اصلی روزگار ماست. لذا ما سال 89 آموزشگاه مقیم در مچاله را افتتاح کردیم و بعد از مدتی تولید مستمر و فهم حرکت گروهی، سال 94 نیاز به محل ارائه‌ی حرفه‌ای در شهر آمل ما را بر آن داشت که گالری ایسو را افتتاح کنیم. فعالیت‌های درون گروهی ما و ارائه‌ی آن‌ها باعث شد دوستانی به ما اضافه شدند و گروه منسجم‌تر شود. با توجه به ارتباطاتی که با هنرمندان ديگر کشورها طی این مهروموم‌ها برقرار کردیم و حرکت در مسیر پروژه محوری که اساس گروه بر این روند ایستا بود، گالری ایسو توانست هنرمندان گروه هنری بُرجاس را به یک دوسالانه معاصر در آلمان به نام Ostrale (اُستْخال) معرفی کند. این یک بی‌ینال بزرگ است که هنرمندانی از کشورهای مختلف در این بی‌ینال حضور دارند و گروه ما از ایران به این بینال دعوت شدند. 11 نفر از آرتیست‌های گروه بُرجاس به نام‌های حمید اسدزاده، فروزان سلیمانی، مصطفی معصومی، علی فاضلی، اکبر نعمتی راد، زینب فاطمی، شقایق شعبانی، زینب حسین‌زاده، بنفشه متولی، فرزانه قلی‌زاده و حامد قاسمی به همراهی مدیر این بی‌ینال آندره هیلگر آثار خود را در این بی‌ینال ارائه داده‌اند. این دوسالانه در 5 ساختمان بزرگ به نمایش درآمد که فضای یک کارخانه‌ی قدیمی ساختمان اصلی آن است. آثار برجاس در ساختمان اصلی و در یک فضای مستقل به معرض دیده عموم درآمد. ساختمان اصلی حدود 6000 مترمربع مساحت دارد و به تناسب چهار فضای کوچک‌تر هم در مکان‌های مختلف شهر دِرِسدِن برای نمایش به کار گرفته‌شده‌اند.

Tandis magazine

یک-عقربه ها به جلو نمی روند-1389

 

 

بیانیه کیوریتور

پروژه با قالبی ملهم از فرم کلکسیون سازی و با محتوای آلزایمر تاریخی شکل گرفته است.

خلأهایی در حافظه‌ی تاریخی ما پر نشده باقی میماند که اغلب با تاریخ برساخته پر می‌شود. گاه خلأها در این بین نادیده گرفته شده و خط سیر تاریخ برساخته برای ما واقعی تر از چالش میان خلأهاست. رجوع به اسناد در بعضی مواقع می‌تواند خلأها را روشن کند البته اگر کماکان سندها دچار این برساختگی نشده باشند. تاریخ را بر می‌سازند و ما دچار آلزایمر تاریخی می‌شویم.بیمار دچار آلزایمر ممکن است در تکلم و یافتن کلمات مناسب مشکل پیدا کند و در نتیجه کم حرف و گوشه گیر شود. در موارد پیشرفته تر بیمار آگاهیش را نسبت به بیماری از دست داده و نمی‌داند دچار ناتوانی در انجام برخی کارها است و بتدریج ممکن است توانایی حرکتی بیمار هم دستخوش آسیب شده و مکرراً تعادلش را از دست داده، زمین بخورد.

عدم گفتگو پیرامون خلأهای فرهنگی و تاریخی باعث فراموشی خلأها و عدم تغییر خرافه ها و چالش‌های بیرون زده ی فرهنگی در بستر زیست اجتماعی شده و در نهایت در نقطه ای حیاتی بروز آن خلأها در ما درد مشترک ایجاد می‌کند.

به وسیله ی آلزایمر نهادینه شده توسط تاریخ برساخته انسان در بزنگاه های مختلف تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی فرصت های طلایی را از دست می‌دهد که این در ادامه برای ما کلکسیونی از درد بی هویتی را به همراه می آورد.

کلکسیونی از هر آنچه حل نشده باقی مانده و در یک بستر درد مشترک ایجاد می‌کند.

انسانی که در بستر زیستی من زندگی میکند چیز هایی را از دست داده که اساساً از دست دادنی نبود مثل آزادی یا شادی .انسانی که شرایط گفت و گو را از دست داده و صرفا در جهت پذیرش یک گفتمان یا شناور در آن زیست میکند.

فروزان سلیمانی

 

درباره ساختار و چشم انداز پروژه

در پروژه های گفت و گویی بُرجاس هنرمندان گروه هر کدام مدیا های هنری خاص خود را دارند، بنابراین طبیعتا این پروژه ها از لحاظ ساختاری پروژه های چند رسانه ای یا مولتی مدیا محسوب می شوند. پروژه های گفت و گویی معمولا دارای یک بیانیه یا استیتمنت واحد هستند که توسط کیوریتور پروژه مطرح می گردد و در کنار آن  آثار هر کدام از هنرمندان بیانیه ای مجزا قرار دارد. واژه گفت و گو، مفهومی چند لایه دارد که ما اساس جهان بینی مشترک خود را بر ستون های آن چیدیم.

یکی از مفاهیم روتین این واژه که در واقع همان گفت و گو های کلامیِ جمعی است که فرایند پیش تولید پروژه ها را شکل می دهد. اما مقصود ما از قرار دادن این واژه در کنار دو واژه “پروژه” و “بُرجاس” چیزی فراتر از مفهوم روتین این واژه است.

واژه “گفت و گو” در اینجا به شیوه مواجه هنرمند با دو ضلع جامعه روشنفکری و مردم اشاره دارد. اکثریت جامعه روشنفکری در ایران سال هاست که مانند پزشکی قصد دارد با آثارش، ایده اش را به مخاطب تجویز کند. تجویز کردن به معنای ایجاد تغییر از بالا به پایین است، یعنی با بدنه جامعه همراه نیست. روشنفکر تجویز گر راه تعامل و گفت و گو با مخاطب را با تجویز کردن آرمان شخصی خود می بندد. اما روشنفکر ارتباطی یا گفت و گویی، همراه با مردم نیازها و آرمان های یک جامعه را مفهوم سازی می کند. گفت و گو در اینجا در واقع پیشنهادِ شیوه مواجه ای ست به جامعه روشنفکری تا شاید بتواند با این شیوه جای خالی خود را در جامعه ی ایرانی(که امروز بشدت احساس می شود) پُر کند. از آنجایی که گفت و گو امری تعاملی و اجتماعی ست خواه نا خواه جامعه ی روشنفکری را از انزوایی که دچارش شده، دور می کند و وی را به حرکت گروهی و ارتباطی سوق می دهد.

مصطفی معصومی

 

نمایشگاه گروهی نقاشی و طراحی با عنوان «یه پول خروس» از ۱۷ مرداد تا ۱۱ شهریورماه در گالری ثالث به نشانی کریم خان زند بین ایرانشهر و ماهشهر شماره١٤٨ برگزار می‌شود.

در این نمایشگاه آثاری از میترا ارباب سلجوقی، حمید اسدزاده، لادن بروجردی، مسعود جزنی، علی‌رضا جوادی، عیسا چولاندیم، حکمت رحمانی، حجت شکیبا، مجید عسگری، اسماعیل قنبری، بهنام کامرانی، کوروش گلناری، امین معظمی، فربد مهر، منوچهر نیازی و لیلا ویسمه به نمایش در می‌آید.

اثر حمید اسدزاده

بیانیه پرسبوک:

چگونه می‌توان با هنر و فرهنگ‌سازیپایدار مانع تخریب بیش‌ازحد جنگل شد؟ هنرمند پیشرو، به عنوان فعال محیط زیستی، با چه شگردی می‌تواند در سطحی گسترده، عامل بازدارنده‌ی تخریب یا اهمیت بازآفرینی هنر و یک موقعیت شود؟ وظیفه‌ی هنرمند درقبال تغییرات زیست‌محیطی با نگاه به مفهوم نقد بوم‌گرا چگونه باید باشد؟ این‌ها پرسش‌هایی بود که هنرمندان با توجه به همزمانی ثبت جهانی جنگل‌های «هیرکانی» در نهمین دوره‌ی پرسبوک تلاش کردند تا با خلق اثر به‌ آن‌ها پاسخ دهند. در نهمین دوره‌ی پرسبوک از ندا درزى بعنوان كيوريتور، و هنرمندانی چون  گروه برجاس، فریبا بروفر، زیبا پشنگ، فریده شاهسوارانی، سعید خالقی، مجید ضیایی، حمید فاتح، نگار فرجیانی، اسماعیل قنبری، بهنام کامرانی، مهسا کریمی‌زاده، الهه مقدمی، محمود مکتبی، تکتم همتی، تهمينه ميرمطهرى که در شمار هنرمندان پیشرو در حوزه‌ی هنرهای تجسمی با رویکرد بینارشته‌ای به‌ شمار می‌روند دعوت شد تا کارگاه‌ها و اجراهای محیطی در جنگل‌های هیرکانی برگزار کنند. نشست های تخصصیِ هنری نهمین سالانه هنر معاصر ایران با حضور اساتید و هنرمندان، در مجتمع تجاری دنیای آرزوی ساری با حمایت مهندس شاهسوارانی در تاریخ ۱۶ آبان ۹۸ برگزار شد.

در بیانیه گروه هنری بُرجاس آمده است:

یادمان یک نوع بناست که صراحتاً برای بزرگداشت یک شخص یا یک رویداد مهم ساخته‌ میشود که برای یک گروه اجتماعی یادآور زمان‌های تاریخی یا میراث فرهنگی آنهاست.واژه یادمان معمولاً برای ساختمان‌ها و بناهایی بکارگرفته می‌شود که جنبه تاریخی و فرهنگی دارند. به‌طور خاص‌تر، بناهایی که در زمان‌های گذشته ساخته شده‌اند و به‌مرور زمان ارزش تاریخی پیدا کرده‌اند یادمان نامیده می‌شوند و می‌توان به گونه‌های زیر اشاره کرد: «یادمان باستانی» که شامل بناهای بسیار قدیمی است و «یادمان تدفینی» که سازه یا ساختمانی است که در بسیاری از فرهنگ‌ها بر گور درگذشتگان بر پا می‌شده‌است.
جنگل های هیرکانی تا کنون گورستان میلیاردها حیوان بوده است.
گروه بُرجاس یادمانی نمادین در سنگده بنا کرد، و مصالح ساخت این بنا سنگ، آجر و یا هر چیز معمولی که بعنوان مصالح ساختمانی از آن بهره میگیرند نیست، بلکه استخوان های خشکیده، بهمراه استخوان هایی که کمی گوشت و ماهیچه یا پوست حیوان بر آن باقی مانده دیواره های این بنای کوچک را تشکیل میدهند، اما تفاوت این یادمان استعاری با یادمان هایی که تا کنون بشر خلق کرده در

ماندگاری آن است.

یک-عقربه ها به جلو نمی روند-1389

در استیتمنت گروه برجاس برای این نمایش در شهر درسدنِ آلمان آمده است:

“محدوده”

همه‌چیز از مو باریک‌تر می‌شود؛ گاهی طبیعی‌ترین نیاز چنان در مرز ناامنیِ بین بودن و نبودن سست به نظر می‌رسد که امکان گسستن را هرلحظه فراهم می‌کند. وقتی رابطه به سمت فراموشی برود، وقتی عشق رو به سردی بگراید؛ وقتی حق انتخاب آزاد از بین برود، وقتی تاریخ چنان بی‌اعتبار به نظر آید که گذشته و حال و آینده را گم کنیم و گاهی جغرافیای فرهنگی خود را نیز فراموشمان بشود. گاهی ترس تو را به قانع شدن به آنچه هستی وادار می‌کند و گاهی تو به دنبال محدوده ازدست‌رفته خود می‌گردی.

 

میلاد جهانی سیاهرودی/ به بهانه حضور هنرمندان ایرانی در بی‌ینال اُستْخالِ، دِرِسدن آلمان

دومین دوسالانه و همچنین دوازدهمین جشنواره بین‌المللی اُستْخالِ آلمان در سوم جولای و در شهر درسدن آلمان برگزار شد. درون مایه این بی‌ینال اگرچه از موضوعی واحد برخوردار است اما یک محوریت دیگر ذیل موضوع اصلی این جشنواره قرار دارد. “Ism” عنوان اصلی این بی‌ینال است. در ذیل مفهوم ism موضوع دیگری تحت عنوان WomanIsm برگزار شد. هدف اصلی این دوسالانه فراروی از مرزها است. مرزهایی که با گذشت زمان همچون واژگانی در برابر فکر و ذهنیت آدمی قد علم می‌کنند و از اعتباری محدود و سازمان‌یافته سخن می‌گویند. این دوسالانه مرکزیت مرزها را هدف گرفته و در تلاش است به‌واسطه هنر محدوده این مرزها را نشان دهد و بعضاً بشکند. در بیانیه کلی این جشنواره آمده: در حالیکه تغییرات دیجیتالی و واقعیت مجازی به‌طور روزافزون مرزها را می‌شکافند، ایسم‌های سنتی بکار گرفته می‌شوند تا از ارزش‌ها و دیدگاه‌های ما نسبت به جهان حمایت کنند و آن‌ها را ثبات بخشند، آیا این نوستالژی خالص نیست؟ ایسم‌ها عمدتاً به‌منزله‌ی جزمیات و ارزش‌های اجتماعی یا مفاهیم عام هنر بکار گرفته می‌شوند.

بعلاوه ایسم‌ها تفکیک‌کننده و مشخص‌کننده دیگر نظرگاه‌ها از جهان نیز هستند، ایسم‌ها همان‌قدر که معرف ارزش و ارزشی که امروزه به آزادی داده می‌شود هستند، همان‌قدر هم نماینده‌ی فواید قدرت دگماتیک نیز هستند. مفاهیم، جنبش‌های اجتماعی و پدیده‌هایی چون ایدئولوژی، تروریسم، ناتورالیسم، فمینیسم، آنینیسم (جان پنداری)، مصرف‌گرایی و تفکر آخرالزمانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، به پرسش گرفته می‌شوند و در آثاری که موزه‌داران برای نمایشگاه امسال انتخاب کرده‌اند بازتاب یافته‌اند. هر هنرمندی راهبرد و نظرگاه متفاوت به این مقولات دارد و عمدتاً شماری از این مضامین را شامل می‌شود.

هدف اصلی جشنواره بین‌المللی با انتخاب موضوع womanIsm در ذیل درون‌مایه کلی یعنی Ism، مشخصاً اشاره به زنان سیاه‌پوست دارد. WomanIsm که توسط بنیاد فرهنگی فدرال آلمان تأمین می‌شود، یک پروژه بین‌المللی می‌باشد که شامل نمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، اقامتگاه هنرمندان و همکاری‌های هنری است. هدف این برنامه تأکید بر زنان سیاه‌پوست و زنان سایر گروه‌های حاشیه‌نشین در زمینه زنان سفیدپوست از منظر هنری است که در آن به بررسی و ترویج گفت‌وگو درباره حقوق زنان و جایگاه زنان در دنیای هنر و در کل جامعه خواهند پرداخت. این جشنواره به همت برگزارکنندگان آلمانی در شهر درسدن و برگزارکنندگان آفریقا از اوگاندا و کنیا برپاشده است.

مرکز هنرهای معاصر OSTRALE از سال 2007 نمایشگاه‌های بین‌المللی را در درسدن (آلمان) و خارج از کشور برپا کرده است. با گذشت سال‌ها از این جشنواره، دوسالانه OSTRALE به سومین نمایشگاه بزرگ معاصر در آلمان تبدیل شده است. بنا به گفته مسئولان این یک نمایشگاه جهت فروش نیست، بلکه در راستای مسائل اجتماعی و بحث پیرامون آن مطرح می‌شود، فارغ از آنکه بازار و توسعه آن مدنظر باشد. درون‌مایه موسسه OSTRALE، همزیستی مسالمت‌آمیز، پذیرش افراد خارج از آلمان و یا ناشناخته، احترام متقابل، تنوع مذهبی و بین‌المللی می‌باشد که در این نمایشگاه تأکید شده است. آندرآ هیلگر مدیر و آغازگر اُستْخالِ در خصوص بی‌ینال می‌گوید: “OSTRALE فراتر از محدوده جغرافیایی یا سیاسی و تاریخی است، در عوض فضایی جادویی می‌باشد که توسط دنیای فانتزی و واقعیت شکل‌گرفته است. ایدئولوژی OSTRALE بر پایه ابزاردانستن هنر و وجه دفاعی آن است که همیشه می تواند به عنوان شیوه مبادله، فاقد کلمات باشد. این یک احساس، تجربه و همچنین وجهی تأمل‌برانگیز در ما و وابستگی به کلمات را برانگیخته خواهد کرد. هنر در عین حال محرکی است که در درون عقاید و دستگاه‌های مختلف منطق عمل می‌کند. منظور آنکه هنر نشان می‌دهد نمی‌توان حوزه‌های پیچیده دانش را به یک توضیح واحد، سؤال، موضوع یا به یک الگو محدود ساخت. OSTRALE به عنوان پایه‌ای برای رسم فرهنگ‌سازی آزاد است. فرهنگ رکنی است که ما در مورد زندگی و هویت‌های خود بحث می‌کنیم. اگر بخواهیم یک هویت اروپایی، یک آگاهی مدنی مشترک ایجاد کنیم و از طریق آن یک آگاهی جهانی، نیاز به صنایع و فرهنگ‌های مستقل داریم که بتوانند به صورت آشکار و واضح بیانگر آن باشند. ما باید به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد کنیم زیرا همه حوزه‌های زندگی ما را در برمی‌گیرد.

اگر ما از فرهنگ و هنر بیش‌ازحد بهره‌برداری کنیم و آن‌ها را به اهداف دیگری مطیع سازیم، آن‌ها را از قدرت عمیقی که در خوددارند محروم می‌کنیم. OSTRALE نمایانگر بازی ارواح و طنزآمیز ساختارهای قدرت و ایدئولوژی‌ها و “ارزش” در هنر است. “[2]
بی‌ینال اُستْخالِ در این دوره با استقبال کم‌نظیری از سوی مخاطبان و هنرمندان روبرو بوده است. بنا به گفته مسئولان برگزارکننده، جشنواره سالانه OSTRALE رکورد 30،000 بازدیدکننده از جمله 9،500 دانش‌آموز از مدارس محلی را به خود جلب کرد. در دوسالانه 019 OSTRALE، بیش از 250 اثر توسط 130 هنرمند و بیش از 34 کشور به نمایش گذاشته‌شده که در 5 مکان مختلف در سراسر شهر درسدن قابل مشاهده است.

از ایران گروه برجاس تنها گروهی ایرانی حاضر در این بی‌ینال است. در این بی‌ینال نیز حضور هنرمندان ایرانی و کره جنوبی بیش از دیگر کشورها در سرخطِ خبری آلمان قرار گرفتند. هنرمندان کشور کره جنوبی با ارائه پرفورمنس همراه با رقص و با قدم گذاشتن بر روی برنج بخشی از تاریخ کره را مطرح و پیامی بین‌المللی که ابتدا اشاره به رابطه با کره شمالی داشتند را به نمایش گذاشتند. این گروه که تحت عنوان Cie Yu Dans نام دارد با پوششی پلاستیکی و شفاف همچون بادگیری که در مزارع استفاده می‌کنند به نمایش پرداختند.

در این بی‌ینال هنرمندان ایرانی به صورت گروهی شرکت داشتند و با ارائه آثار خود به یکی از گروه‌های مهم در این دوره تبدیل شدند. این گروه در شهر آمل و از سال 1389 کار هنری خود را آغاز نمود. فروزان سلیمانی یکی از اعضای این گروه می‌گوید: در سال 89 با تشخیص نیاز به حرکت جمعی با ایده پردازی حمید اسد زاده گروهی را تشکیل دادیم؛ اما کم‌کم نیاز بر آن شد که ما افرادی را در گروه داشته باشیم که از پایه زندگی گروهی و نیاز به آن را احساس کرده باشند و بر آن اساس کار حرفه‌ای انجام دهند، چون آموزش زندگی جمعی غیاب اصلی روزگار ماست. لذا ما سال 89 آموزشگاه مقیم در مچاله را افتتاح کردیم و بعد از مدتی تولید مستمر و فهم حرکت گروهی، سال 94 نیاز به محل ارائه‌ی حرفه‌ای در شهر آمل ما را بر آن داشت که گالری ایسو را افتتاح کنیم. فعالیت‌های درون گروهی ما و ارائه‌ی آن‌ها باعث شد دوستانی به ما اضافه شدند و گروه منسجم‌تر شود. با توجه به ارتباطاتی که با هنرمندان ديگر کشورها طی این مهروموم‌ها برقرار کردیم و حرکت در مسیر پروژه محوری که اساس گروه بر این روند ایستا بود، گالری ایسو توانست هنرمندان گروه هنری بُرجاس را به یک دوسالانه معاصر در آلمان به نام Ostrale (اُستْخال) معرفی کند. این یک بی‌ینال بزرگ است که هنرمندانی از کشورهای مختلف در این بی‌ینال حضور دارند و گروه ما از ایران به این بینال دعوت شدند. 11 نفر از آرتیست‌های گروه بُرجاس به نام‌های حمید اسدزاده، فروزان سلیمانی، مصطفی معصومی، علی فاضلی، اکبر نعمتی راد، زینب فاطمی، شقایق شعبانی، زینب حسین‌زاده، بنفشه متولی، فرزانه قلی‌زاده و حامد قاسمی به همراهی مدیر این بی‌ینال آندره هیلگر آثار خود را در این بی‌ینال ارائه داده‌اند. این دوسالانه در 5 ساختمان بزرگ به نمایش درآمد که فضای یک کارخانه‌ی قدیمی ساختمان اصلی آن است. آثار برجاس در ساختمان اصلی و در یک فضای مستقل به معرض دیده عموم درآمد. ساختمان اصلی حدود 6000 مترمربع مساحت دارد و به تناسب چهار فضای کوچک‌تر هم در مکان‌های مختلف شهر دِرِسدِن برای نمایش به کار گرفته‌شده‌اند.

Tandis magazine

در استیتمنت گروه برجاس برای این نمایش در شهر درسدنِ آلمان آمده است:

“محدوده”

همه‌چیز از مو باریک‌تر می‌شود؛ گاهی طبیعی‌ترین نیاز چنان در مرز ناامنیِ بین بودن و نبودن سست به نظر می‌رسد که امکان گسستن را هرلحظه فراهم می‌کند. وقتی رابطه به سمت فراموشی برود، وقتی عشق رو به سردی بگراید؛ وقتی حق انتخاب آزاد از بین برود، وقتی تاریخ چنان بی‌اعتبار به نظر آید که گذشته و حال و آینده را گم کنیم و گاهی جغرافیای فرهنگی خود را نیز فراموشمان بشود. گاهی ترس تو را به قانع شدن به آنچه هستی وادار می‌کند و گاهی تو به دنبال محدوده ازدست‌رفته خود می‌گردی.

 

میلاد جهانی سیاهرودی/ به بهانه حضور هنرمندان ایرانی در بی‌ینال اُستْخالِ، دِرِسدن آلمان

دومین دوسالانه و همچنین دوازدهمین جشنواره بین‌المللی اُستْخالِ آلمان در سوم جولای و در شهر درسدن آلمان برگزار شد. درون مایه این بی‌ینال اگرچه از موضوعی واحد برخوردار است اما یک محوریت دیگر ذیل موضوع اصلی این جشنواره قرار دارد. “Ism” عنوان اصلی این بی‌ینال است. در ذیل مفهوم ism موضوع دیگری تحت عنوان WomanIsm برگزار شد. هدف اصلی این دوسالانه فراروی از مرزها است. مرزهایی که با گذشت زمان همچون واژگانی در برابر فکر و ذهنیت آدمی قد علم می‌کنند و از اعتباری محدود و سازمان‌یافته سخن می‌گویند. این دوسالانه مرکزیت مرزها را هدف گرفته و در تلاش است به‌واسطه هنر محدوده این مرزها را نشان دهد و بعضاً بشکند. در بیانیه کلی این جشنواره آمده: در حالیکه تغییرات دیجیتالی و واقعیت مجازی به‌طور روزافزون مرزها را می‌شکافند، ایسم‌های سنتی بکار گرفته می‌شوند تا از ارزش‌ها و دیدگاه‌های ما نسبت به جهان حمایت کنند و آن‌ها را ثبات بخشند، آیا این نوستالژی خالص نیست؟ ایسم‌ها عمدتاً به‌منزله‌ی جزمیات و ارزش‌های اجتماعی یا مفاهیم عام هنر بکار گرفته می‌شوند.

بعلاوه ایسم‌ها تفکیک‌کننده و مشخص‌کننده دیگر نظرگاه‌ها از جهان نیز هستند، ایسم‌ها همان‌قدر که معرف ارزش و ارزشی که امروزه به آزادی داده می‌شود هستند، همان‌قدر هم نماینده‌ی فواید قدرت دگماتیک نیز هستند. مفاهیم، جنبش‌های اجتماعی و پدیده‌هایی چون ایدئولوژی، تروریسم، ناتورالیسم، فمینیسم، آنینیسم (جان پنداری)، مصرف‌گرایی و تفکر آخرالزمانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، به پرسش گرفته می‌شوند و در آثاری که موزه‌داران برای نمایشگاه امسال انتخاب کرده‌اند بازتاب یافته‌اند. هر هنرمندی راهبرد و نظرگاه متفاوت به این مقولات دارد و عمدتاً شماری از این مضامین را شامل می‌شود.

هدف اصلی جشنواره بین‌المللی با انتخاب موضوع womanIsm در ذیل درون‌مایه کلی یعنی Ism، مشخصاً اشاره به زنان سیاه‌پوست دارد. WomanIsm که توسط بنیاد فرهنگی فدرال آلمان تأمین می‌شود، یک پروژه بین‌المللی می‌باشد که شامل نمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، اقامتگاه هنرمندان و همکاری‌های هنری است. هدف این برنامه تأکید بر زنان سیاه‌پوست و زنان سایر گروه‌های حاشیه‌نشین در زمینه زنان سفیدپوست از منظر هنری است که در آن به بررسی و ترویج گفت‌وگو درباره حقوق زنان و جایگاه زنان در دنیای هنر و در کل جامعه خواهند پرداخت. این جشنواره به همت برگزارکنندگان آلمانی در شهر درسدن و برگزارکنندگان آفریقا از اوگاندا و کنیا برپاشده است.

مرکز هنرهای معاصر OSTRALE از سال 2007 نمایشگاه‌های بین‌المللی را در درسدن (آلمان) و خارج از کشور برپا کرده است. با گذشت سال‌ها از این جشنواره، دوسالانه OSTRALE به سومین نمایشگاه بزرگ معاصر در آلمان تبدیل شده است. بنا به گفته مسئولان این یک نمایشگاه جهت فروش نیست، بلکه در راستای مسائل اجتماعی و بحث پیرامون آن مطرح می‌شود، فارغ از آنکه بازار و توسعه آن مدنظر باشد. درون‌مایه موسسه OSTRALE، همزیستی مسالمت‌آمیز، پذیرش افراد خارج از آلمان و یا ناشناخته، احترام متقابل، تنوع مذهبی و بین‌المللی می‌باشد که در این نمایشگاه تأکید شده است. آندرآ هیلگر مدیر و آغازگر اُستْخالِ در خصوص بی‌ینال می‌گوید: “OSTRALE فراتر از محدوده جغرافیایی یا سیاسی و تاریخی است، در عوض فضایی جادویی می‌باشد که توسط دنیای فانتزی و واقعیت شکل‌گرفته است. ایدئولوژی OSTRALE بر پایه ابزاردانستن هنر و وجه دفاعی آن است که همیشه می تواند به عنوان شیوه مبادله، فاقد کلمات باشد. این یک احساس، تجربه و همچنین وجهی تأمل‌برانگیز در ما و وابستگی به کلمات را برانگیخته خواهد کرد. هنر در عین حال محرکی است که در درون عقاید و دستگاه‌های مختلف منطق عمل می‌کند. منظور آنکه هنر نشان می‌دهد نمی‌توان حوزه‌های پیچیده دانش را به یک توضیح واحد، سؤال، موضوع یا به یک الگو محدود ساخت. OSTRALE به عنوان پایه‌ای برای رسم فرهنگ‌سازی آزاد است. فرهنگ رکنی است که ما در مورد زندگی و هویت‌های خود بحث می‌کنیم. اگر بخواهیم یک هویت اروپایی، یک آگاهی مدنی مشترک ایجاد کنیم و از طریق آن یک آگاهی جهانی، نیاز به صنایع و فرهنگ‌های مستقل داریم که بتوانند به صورت آشکار و واضح بیانگر آن باشند. ما باید به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد کنیم زیرا همه حوزه‌های زندگی ما را در برمی‌گیرد.

اگر ما از فرهنگ و هنر بیش‌ازحد بهره‌برداری کنیم و آن‌ها را به اهداف دیگری مطیع سازیم، آن‌ها را از قدرت عمیقی که در خوددارند محروم می‌کنیم. OSTRALE نمایانگر بازی ارواح و طنزآمیز ساختارهای قدرت و ایدئولوژی‌ها و “ارزش” در هنر است. “[2]
بی‌ینال اُستْخالِ در این دوره با استقبال کم‌نظیری از سوی مخاطبان و هنرمندان روبرو بوده است. بنا به گفته مسئولان برگزارکننده، جشنواره سالانه OSTRALE رکورد 30،000 بازدیدکننده از جمله 9،500 دانش‌آموز از مدارس محلی را به خود جلب کرد. در دوسالانه 019 OSTRALE، بیش از 250 اثر توسط 130 هنرمند و بیش از 34 کشور به نمایش گذاشته‌شده که در 5 مکان مختلف در سراسر شهر درسدن قابل مشاهده است.

از ایران گروه برجاس تنها گروهی ایرانی حاضر در این بی‌ینال است. در این بی‌ینال نیز حضور هنرمندان ایرانی و کره جنوبی بیش از دیگر کشورها در سرخطِ خبری آلمان قرار گرفتند. هنرمندان کشور کره جنوبی با ارائه پرفورمنس همراه با رقص و با قدم گذاشتن بر روی برنج بخشی از تاریخ کره را مطرح و پیامی بین‌المللی که ابتدا اشاره به رابطه با کره شمالی داشتند را به نمایش گذاشتند. این گروه که تحت عنوان Cie Yu Dans نام دارد با پوششی پلاستیکی و شفاف همچون بادگیری که در مزارع استفاده می‌کنند به نمایش پرداختند.

در این بی‌ینال هنرمندان ایرانی به صورت گروهی شرکت داشتند و با ارائه آثار خود به یکی از گروه‌های مهم در این دوره تبدیل شدند. این گروه در شهر آمل و از سال 1389 کار هنری خود را آغاز نمود. فروزان سلیمانی یکی از اعضای این گروه می‌گوید: در سال 89 با تشخیص نیاز به حرکت جمعی با ایده پردازی حمید اسد زاده گروهی را تشکیل دادیم؛ اما کم‌کم نیاز بر آن شد که ما افرادی را در گروه داشته باشیم که از پایه زندگی گروهی و نیاز به آن را احساس کرده باشند و بر آن اساس کار حرفه‌ای انجام دهند، چون آموزش زندگی جمعی غیاب اصلی روزگار ماست. لذا ما سال 89 آموزشگاه مقیم در مچاله را افتتاح کردیم و بعد از مدتی تولید مستمر و فهم حرکت گروهی، سال 94 نیاز به محل ارائه‌ی حرفه‌ای در شهر آمل ما را بر آن داشت که گالری ایسو را افتتاح کنیم. فعالیت‌های درون گروهی ما و ارائه‌ی آن‌ها باعث شد دوستانی به ما اضافه شدند و گروه منسجم‌تر شود. با توجه به ارتباطاتی که با هنرمندان ديگر کشورها طی این مهروموم‌ها برقرار کردیم و حرکت در مسیر پروژه محوری که اساس گروه بر این روند ایستا بود، گالری ایسو توانست هنرمندان گروه هنری بُرجاس را به یک دوسالانه معاصر در آلمان به نام Ostrale (اُستْخال) معرفی کند. این یک بی‌ینال بزرگ است که هنرمندانی از کشورهای مختلف در این بی‌ینال حضور دارند و گروه ما از ایران به این بینال دعوت شدند. 11 نفر از آرتیست‌های گروه بُرجاس به نام‌های حمید اسدزاده، فروزان سلیمانی، مصطفی معصومی، علی فاضلی، اکبر نعمتی راد، زینب فاطمی، شقایق شعبانی، زینب حسین‌زاده، بنفشه متولی، فرزانه قلی‌زاده و حامد قاسمی به همراهی مدیر این بی‌ینال آندره هیلگر آثار خود را در این بی‌ینال ارائه داده‌اند. این دوسالانه در 5 ساختمان بزرگ به نمایش درآمد که فضای یک کارخانه‌ی قدیمی ساختمان اصلی آن است. آثار برجاس در ساختمان اصلی و در یک فضای مستقل به معرض دیده عموم درآمد. ساختمان اصلی حدود 6000 مترمربع مساحت دارد و به تناسب چهار فضای کوچک‌تر هم در مکان‌های مختلف شهر دِرِسدِن برای نمایش به کار گرفته‌شده‌اند.

Tandis magazine

در استیتمنت گروه برجاس برای این نمایش در شهر درسدنِ آلمان آمده است:

“محدوده”

همه‌چیز از مو باریک‌تر می‌شود؛ گاهی طبیعی‌ترین نیاز چنان در مرز ناامنیِ بین بودن و نبودن سست به نظر می‌رسد که امکان گسستن را هرلحظه فراهم می‌کند. وقتی رابطه به سمت فراموشی برود، وقتی عشق رو به سردی بگراید؛ وقتی حق انتخاب آزاد از بین برود، وقتی تاریخ چنان بی‌اعتبار به نظر آید که گذشته و حال و آینده را گم کنیم و گاهی جغرافیای فرهنگی خود را نیز فراموشمان بشود. گاهی ترس تو را به قانع شدن به آنچه هستی وادار می‌کند و گاهی تو به دنبال محدوده ازدست‌رفته خود می‌گردی.

 

میلاد جهانی سیاهرودی/ به بهانه حضور هنرمندان ایرانی در بی‌ینال اُستْخالِ، دِرِسدن آلمان

دومین دوسالانه و همچنین دوازدهمین جشنواره بین‌المللی اُستْخالِ آلمان در سوم جولای و در شهر درسدن آلمان برگزار شد. درون مایه این بی‌ینال اگرچه از موضوعی واحد برخوردار است اما یک محوریت دیگر ذیل موضوع اصلی این جشنواره قرار دارد. “Ism” عنوان اصلی این بی‌ینال است. در ذیل مفهوم ism موضوع دیگری تحت عنوان WomanIsm برگزار شد. هدف اصلی این دوسالانه فراروی از مرزها است. مرزهایی که با گذشت زمان همچون واژگانی در برابر فکر و ذهنیت آدمی قد علم می‌کنند و از اعتباری محدود و سازمان‌یافته سخن می‌گویند. این دوسالانه مرکزیت مرزها را هدف گرفته و در تلاش است به‌واسطه هنر محدوده این مرزها را نشان دهد و بعضاً بشکند. در بیانیه کلی این جشنواره آمده: در حالیکه تغییرات دیجیتالی و واقعیت مجازی به‌طور روزافزون مرزها را می‌شکافند، ایسم‌های سنتی بکار گرفته می‌شوند تا از ارزش‌ها و دیدگاه‌های ما نسبت به جهان حمایت کنند و آن‌ها را ثبات بخشند، آیا این نوستالژی خالص نیست؟ ایسم‌ها عمدتاً به‌منزله‌ی جزمیات و ارزش‌های اجتماعی یا مفاهیم عام هنر بکار گرفته می‌شوند.

بعلاوه ایسم‌ها تفکیک‌کننده و مشخص‌کننده دیگر نظرگاه‌ها از جهان نیز هستند، ایسم‌ها همان‌قدر که معرف ارزش و ارزشی که امروزه به آزادی داده می‌شود هستند، همان‌قدر هم نماینده‌ی فواید قدرت دگماتیک نیز هستند. مفاهیم، جنبش‌های اجتماعی و پدیده‌هایی چون ایدئولوژی، تروریسم، ناتورالیسم، فمینیسم، آنینیسم (جان پنداری)، مصرف‌گرایی و تفکر آخرالزمانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، به پرسش گرفته می‌شوند و در آثاری که موزه‌داران برای نمایشگاه امسال انتخاب کرده‌اند بازتاب یافته‌اند. هر هنرمندی راهبرد و نظرگاه متفاوت به این مقولات دارد و عمدتاً شماری از این مضامین را شامل می‌شود.

هدف اصلی جشنواره بین‌المللی با انتخاب موضوع womanIsm در ذیل درون‌مایه کلی یعنی Ism، مشخصاً اشاره به زنان سیاه‌پوست دارد. WomanIsm که توسط بنیاد فرهنگی فدرال آلمان تأمین می‌شود، یک پروژه بین‌المللی می‌باشد که شامل نمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، اقامتگاه هنرمندان و همکاری‌های هنری است. هدف این برنامه تأکید بر زنان سیاه‌پوست و زنان سایر گروه‌های حاشیه‌نشین در زمینه زنان سفیدپوست از منظر هنری است که در آن به بررسی و ترویج گفت‌وگو درباره حقوق زنان و جایگاه زنان در دنیای هنر و در کل جامعه خواهند پرداخت. این جشنواره به همت برگزارکنندگان آلمانی در شهر درسدن و برگزارکنندگان آفریقا از اوگاندا و کنیا برپاشده است.

مرکز هنرهای معاصر OSTRALE از سال 2007 نمایشگاه‌های بین‌المللی را در درسدن (آلمان) و خارج از کشور برپا کرده است. با گذشت سال‌ها از این جشنواره، دوسالانه OSTRALE به سومین نمایشگاه بزرگ معاصر در آلمان تبدیل شده است. بنا به گفته مسئولان این یک نمایشگاه جهت فروش نیست، بلکه در راستای مسائل اجتماعی و بحث پیرامون آن مطرح می‌شود، فارغ از آنکه بازار و توسعه آن مدنظر باشد. درون‌مایه موسسه OSTRALE، همزیستی مسالمت‌آمیز، پذیرش افراد خارج از آلمان و یا ناشناخته، احترام متقابل، تنوع مذهبی و بین‌المللی می‌باشد که در این نمایشگاه تأکید شده است. آندرآ هیلگر مدیر و آغازگر اُستْخالِ در خصوص بی‌ینال می‌گوید: “OSTRALE فراتر از محدوده جغرافیایی یا سیاسی و تاریخی است، در عوض فضایی جادویی می‌باشد که توسط دنیای فانتزی و واقعیت شکل‌گرفته است. ایدئولوژی OSTRALE بر پایه ابزاردانستن هنر و وجه دفاعی آن است که همیشه می تواند به عنوان شیوه مبادله، فاقد کلمات باشد. این یک احساس، تجربه و همچنین وجهی تأمل‌برانگیز در ما و وابستگی به کلمات را برانگیخته خواهد کرد. هنر در عین حال محرکی است که در درون عقاید و دستگاه‌های مختلف منطق عمل می‌کند. منظور آنکه هنر نشان می‌دهد نمی‌توان حوزه‌های پیچیده دانش را به یک توضیح واحد، سؤال، موضوع یا به یک الگو محدود ساخت. OSTRALE به عنوان پایه‌ای برای رسم فرهنگ‌سازی آزاد است. فرهنگ رکنی است که ما در مورد زندگی و هویت‌های خود بحث می‌کنیم. اگر بخواهیم یک هویت اروپایی، یک آگاهی مدنی مشترک ایجاد کنیم و از طریق آن یک آگاهی جهانی، نیاز به صنایع و فرهنگ‌های مستقل داریم که بتوانند به صورت آشکار و واضح بیانگر آن باشند. ما باید به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد کنیم زیرا همه حوزه‌های زندگی ما را در برمی‌گیرد.

اگر ما از فرهنگ و هنر بیش‌ازحد بهره‌برداری کنیم و آن‌ها را به اهداف دیگری مطیع سازیم، آن‌ها را از قدرت عمیقی که در خوددارند محروم می‌کنیم. OSTRALE نمایانگر بازی ارواح و طنزآمیز ساختارهای قدرت و ایدئولوژی‌ها و “ارزش” در هنر است. “[2]
بی‌ینال اُستْخالِ در این دوره با استقبال کم‌نظیری از سوی مخاطبان و هنرمندان روبرو بوده است. بنا به گفته مسئولان برگزارکننده، جشنواره سالانه OSTRALE رکورد 30،000 بازدیدکننده از جمله 9،500 دانش‌آموز از مدارس محلی را به خود جلب کرد. در دوسالانه 019 OSTRALE، بیش از 250 اثر توسط 130 هنرمند و بیش از 34 کشور به نمایش گذاشته‌شده که در 5 مکان مختلف در سراسر شهر درسدن قابل مشاهده است.

از ایران گروه برجاس تنها گروهی ایرانی حاضر در این بی‌ینال است. در این بی‌ینال نیز حضور هنرمندان ایرانی و کره جنوبی بیش از دیگر کشورها در سرخطِ خبری آلمان قرار گرفتند. هنرمندان کشور کره جنوبی با ارائه پرفورمنس همراه با رقص و با قدم گذاشتن بر روی برنج بخشی از تاریخ کره را مطرح و پیامی بین‌المللی که ابتدا اشاره به رابطه با کره شمالی داشتند را به نمایش گذاشتند. این گروه که تحت عنوان Cie Yu Dans نام دارد با پوششی پلاستیکی و شفاف همچون بادگیری که در مزارع استفاده می‌کنند به نمایش پرداختند.

در این بی‌ینال هنرمندان ایرانی به صورت گروهی شرکت داشتند و با ارائه آثار خود به یکی از گروه‌های مهم در این دوره تبدیل شدند. این گروه در شهر آمل و از سال 1389 کار هنری خود را آغاز نمود. فروزان سلیمانی یکی از اعضای این گروه می‌گوید: در سال 89 با تشخیص نیاز به حرکت جمعی با ایده پردازی حمید اسد زاده گروهی را تشکیل دادیم؛ اما کم‌کم نیاز بر آن شد که ما افرادی را در گروه داشته باشیم که از پایه زندگی گروهی و نیاز به آن را احساس کرده باشند و بر آن اساس کار حرفه‌ای انجام دهند، چون آموزش زندگی جمعی غیاب اصلی روزگار ماست. لذا ما سال 89 آموزشگاه مقیم در مچاله را افتتاح کردیم و بعد از مدتی تولید مستمر و فهم حرکت گروهی، سال 94 نیاز به محل ارائه‌ی حرفه‌ای در شهر آمل ما را بر آن داشت که گالری ایسو را افتتاح کنیم. فعالیت‌های درون گروهی ما و ارائه‌ی آن‌ها باعث شد دوستانی به ما اضافه شدند و گروه منسجم‌تر شود. با توجه به ارتباطاتی که با هنرمندان ديگر کشورها طی این مهروموم‌ها برقرار کردیم و حرکت در مسیر پروژه محوری که اساس گروه بر این روند ایستا بود، گالری ایسو توانست هنرمندان گروه هنری بُرجاس را به یک دوسالانه معاصر در آلمان به نام Ostrale (اُستْخال) معرفی کند. این یک بی‌ینال بزرگ است که هنرمندانی از کشورهای مختلف در این بی‌ینال حضور دارند و گروه ما از ایران به این بینال دعوت شدند. 11 نفر از آرتیست‌های گروه بُرجاس به نام‌های حمید اسدزاده، فروزان سلیمانی، مصطفی معصومی، علی فاضلی، اکبر نعمتی راد، زینب فاطمی، شقایق شعبانی، زینب حسین‌زاده، بنفشه متولی، فرزانه قلی‌زاده و حامد قاسمی به همراهی مدیر این بی‌ینال آندره هیلگر آثار خود را در این بی‌ینال ارائه داده‌اند. این دوسالانه در 5 ساختمان بزرگ به نمایش درآمد که فضای یک کارخانه‌ی قدیمی ساختمان اصلی آن است. آثار برجاس در ساختمان اصلی و در یک فضای مستقل به معرض دیده عموم درآمد. ساختمان اصلی حدود 6000 مترمربع مساحت دارد و به تناسب چهار فضای کوچک‌تر هم در مکان‌های مختلف شهر دِرِسدِن برای نمایش به کار گرفته‌شده‌اند.

Tandis magazine