بنفشه متولی

متولد‌‌‌‌‌: 9/11/1365
کارشناس هنر
محل سکونت: آمل
نمایشگاه گروهی:
هنر در قرنطینه/گالری ایوان1/1399
پروژه های بُرجاس/آنکه دوستت نیست،حتما دشمن است/گالری ایسو/ 1399

پروژه های بُرجاس/ کلکسیون درد / گالری ایسو / آمل / 1398
پروژه های بُرجاس/اتمیزه/گالری ایسو/آمل/ 1398
یادمان تدفیتی/دوسالانه پرسبوک/1398
پروژه های بُرجاس/شرکت در بینال استریل/درسدن/ آلمان/ ۲۰۱۹
کجکوک/ گالری نخستین گذار/اصفهان/۱۳۹۷

خودنگاره/گالری ایسو/آمل/ ۱۳۹۵
چهارمین نمایشگاه طراحی تخصصی/گالری ایسو/آمل/1396
نمایشگاه گروهی هنرمندان آمل ، ۱۳۹۶ ، گالری ایسو
نمایشگاه گروهی هنرمندان نسل نو ، ۱۳۹۶ ، گالری زر
نمایشگاه انفرادی ، ۱۳۹۷، گالری ایسو
کیوریتوری نمایشگاه گروهی تصویرسازی ، ۱۳۹۶ ،گالری ایسو

کپی برابر اصل
تا چه اندازه زندگیِ انسان به اسناد و مدارک گره خورده است؟ ساختارِ تمدن، زندگی من را چه بخواهم و چه نخواهم به اسناد و مدارک وابسته کرده است. اما اینکه من تا چه اندازه زندگی خود را وابسته به آن می دانم چیزِ دیگریست این وابستگیِ شدید به ثبتِ وقایعِ کوچک،گاه تمامیِ ذهن را فقط بر یک بُعد از زندگی متمرکز می کند! بُعدی که همه ی ابعادِ دیگر را می بلعد حکومت ها، ادیان و در آخر خانواده، همگی این بُعد را یکی از مهمترین، بزرگترین و زیباترین واقعه های زندگی جلوه می دهند. بطوری که انگار انسان، فقط برای یک یا چند کارِ کوچک زاده شده است

پیله
زنانی که گرفتار حکم قانون و عجیب تر از آن محدودیت خانوادگی می شوند .جامعه و قانون انها را از حداقل های حقوق مستقل انسانی محروم کرده اند؛ مواردی همچون حق طلاق ، اجازه ی لرزان اشتغال و لزوم اخذ رضایت نامه قانونی از شوهر جهت خروج از کشور و اگر کمی فقهی تر نگاه کنیم حتی اجازه ی خروج از منزل . همچنین مواردی فرهنگی و اجتماعی ؛ مثل ضرب المثل هایی مانند “با لباس سفید به خانه شوهر رفتن و با لباس سفید خارج شدن” و یا “فرزند نمک زندگیست” و یا ” زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند”اینها تنها نمونه های محدودی از مواردی است که در بستر یک زندگی مشترک و در کنار نابرابری های دیگر او را به انزوای فردی و اجتماعی می کشند . همین نگاه کلی باعث هراس این افراد از جدا شدن می گردد که سبب ماندن انها در یک زندگی عاری از احساس و صرفا بر اساس وظایف می گردد.

تَرَک
ما تصورمان بر این است که گذشته را پشت سر نهادیم و آینده را در پیش رو داریم. ولی امروز تلقی من از زمان این است ما آنچه را که میدانیم، پیش روی خویش مینهیم و آنچه را نمیدانیم را پشت سر میگذاریم آنچه پیشروی تاریکیست چراغ است، آنچه پیش روی من است، دانایی من از تجربیات انسانی من است. گذشته پیش روی من است تا بار دیگر کودک شوم، و این چراغ من است ، گذشته ام میان همه تجربیاتم ترک میخورند