فروزان سلیمانی

متولد 18- دی – 1368
ایران – کرج
کارشناس هنر ، 1390
1386 ، شروع تجربه ی فعالیت حرفه ای در حوزه ی هنرهای تجسمی
1394 ، تجربه ی تاسیس و مدیریت گالری ایسو ، آمل
مدیر داخلی گروه هنری برجاس و پروژه های گفتگویی برجاس
1389 تا کنون ، مدیریت آموزشگاه مقیم در مچاله ، آمل
1394 تا کنون ، برگزار کننده ی 60 نمایشگاه از هنرمندان داخلی و خارج از ایران در گالری ایسو ، آمل
1389 تا کنون ، تدریس هنر ، آموزشگاه مقیم در مچاله ، آمل

نمایشگاه ها
برگزاری 2 نمایشگاه انفرادی و 70 نمایشگاه گروهی
از جمله …
نمایشگاه انفرادی
1396 برفاب ، گالری ایسو ، آمل
1398 حسرت بُن ، گالری ایسو ، آمل
نمایشگاه گروهی
1398 مدعو در بینال استریل ، گروه هنری برجاس ، درسدرن ، آلمان
1398 نمایشگاه هنر معاصر با موضوع کلکسیون درد ، پروژه های گفت و گویی برجاس ، گالری ایسو ، آمل

1398 موضوع اتمیزه شدن ، پرو ژه های گفت وگویی برجاس ، گالری ایسو
1395 ، نمایشگاه هنر معاصر ، پرژه های برجاس ، گالری آران ، تهران
1396 ، نمایشگاه هنر معاصر ، پرژه های برجاس ، گالری آران ، تهران
1389-1391 ، شرکت چهار دوره هنر مفهومی هنر در فضای آزاد
1390 ، شرکت در نمایشگاه هنر مفهومی ، کوآلالامپور ، مالزی
1398 ، نمایشگاه گروهی نقاشی و طراحی ، کجکوک سکوت ، گالری گذار ، اصفهان
1395 ، نمایشگاه نقاشی و طراحی ، پروژه های برجاس ، گالری هنر ، ساری
1388 ، نمایشگاه هنرهای جدید ، دانشگاه زنجان ، زنجان
1389 ، نمایشگاه گروهی مقیم در مچاله با جمعی از هنرمندان معاصر ایران ، فرهنگسرای امام علی ، کرج
و…
نمایشگاه گردانی
2019 پروژه های گفتگویی برجاس ، کلکسیون درد ، گالری ایسو ، آمل
1394 ، نمایشگاه جمعی ازهنرمندان ایران به بهانه ی افتتاح نگارخانه ایسو ، به همراهی حمید اسدزاده ، گالری ایسو ، آمل

1387 ، نمایشگاه گروهی نقاشی ، موزه ی زنجان ، زنجان
1397 ، هنرمندان نقاش آمل ، گالری ایسو، آمل
1394 – 1397 ، برگزاری چهار دوره طراحی معاصر ، گالری ایسو ، آمل
1389-1398 ، برگزاری 15 دوره نمایشگاه ازآثار هنرجویان آموزشگاه مقیم در مچاله
1395 ، هنرمندان نسل نو ، هنر معاصر ، گالری ایسو ، آمل
و..
نشست ها ی گفت و گویی
1398 ، نشست با موضوع گفت و گو پیرامون پروژه ی کلکسیون درد ، گالری ایسو، آمل
1394 تا کنون ، برگزار کننده ی 30 نشست تخصصی از هنرمندان داخلی و خارج از ایران ، گالری ایسو ، آمل
1389 تا کنون ، برگزار کننده ی جلسات نقد و تحلیل فیلم ، موسیقی ، تجسمی و تئاتر، گالری ایسو و آموزشگاه مقیم در مچاله ، آمل
1389 تا کنون ، میزبان جلسات شعر و ادبیات عصر دوشنبه ، گالری ایسو و آموزشگاه مقیم در مچاله ، آمل
و…
فعالیت ها دیگر
1389 تا کنون ، ساخت گروهی چند ویدیو آرت و اجرای چند پرفورمنس و هنر محیطی
من جمله : ساعتها ، طناب ، اوایل دی ماه ، حسرت بُن و یادمان تدفینی

قربانیانِ قربانیانِ قربانیان
در چرخه ی یک جنایت، شکنجه گر، شکنجه شونده و ابزار شکنجه هر سه قربانیان خاموش هستند. قربانیانی که نقش خود را در چرخه کاملا پذیرفته اند و نقش آفرینی را آغاز می‌کنند. قوانین منسوخ برای یک جامعه، شکنجه ای خاموش و رایج است که در آن متجاوز، خود دائما مورد تجاوز قرار می‌گیرد. قربانیان در گورستانی زنده دفن شده‌اند و زندانیان فراموش شده ی زندگی هستند. زندانیانی که زندان را می‌ستایند و در سلول‌های بی در، رو به دیوار نشسته‌اند. این زندان پر است از سلول‌های انفرادی که انسان‌ها را در انزوای خودشان فرو می‌برد، انسانهایی که قربانی می کنند و قربانی می‌شوند…

درباره اثر گلابی غمگین وسیله ای گلابی شکل برای شکنجه که درون مهبل یا مقعد قربانی قرار داده می‌شود. این وسیله شامل چهار برگ است و همان طور که شکنجه‌گر پیچ بالای وسیله را می‌چرخاند به آرامی‌ از یکدیگر فاصله می‌گیرند. این به تصمیم شکنجه‌گر بستگی خواهد داشت که فقط پوست را پاره کند یا گلابی را به حداکثر اندازه خویش برساند و قربانی را ناقص کند. گاهی رفتار انسان در موقعیت ها، چیزی شبیه به شکنجه را بازسازی می‌کند، در فرم شرعی یک سناریو حتی شکنجه گر و شکنجه شونده و ابزار شکنجه حاضرند، پشت ساده ترین رفتارها و کلمات و اندیشه ها. کودک-همسری یک امکان است. امکانی که زمانی مهر تایید می‌خورد که قانون یا عرف با آن سازش کرده و سعی در سرپوش گذاشتن بر مفهوم تجاوز می‌کنند. در این چرخه من سعی کردم قربانیان یک سیستم معیوب را در سه فریم جدا از هم ولی همشکل، سنتی و سوخته قرار دهم. دختر بچه ای با تور عروس با ابزار شکنجه ای در دست. مردی که تور عروس را در مشت گرفته است و ابزاری که آلت شکنجه است. هر سه قربانیانِ فهم از ارتباط و تجاوز هستند، چیزی که به وفور مورد تایید است و به عنوان روشی برای زندگی تعریف شده است.

قربانیانِ قربانیانِ قربانیان
شب زفاف شبی خاص با اعمال ویژه ی خود بود، شبی که دو بدن امکان درهم آمیزی شرعی را پیدا می‌کردند. در قدیم از دستمالی برای این شب استفاده می‌شد که با گلدوزی تزئین شده و در اتاقی که اعمال زفاف در آن انجام می‌شد می‌گذاشتند، تعدادی از مهمانها پشت در اتاق منتظر دیدن دستمالی بودند که باید آغشته به خون باشد و اگر نبود جنس خریداری شده را پس می‌فرستادند. حالا نیز در نقاطی از ایران این رسم پابرجاست.
من از این رسم استفاده کردم تا مساله ی بکارت را به صورت پرسشی در محل گفتگو قرار دهم. مساله ای که حل نشده، در آن را گِل گرفته اند و سر بزنگاه نارسیِ ذهن ما این موضوع را برای سرکوب و تشویق عیان می‌کند. جامعه ای که برای بدن انسان ها و خصوصی ترین وجه آن تصمیم می‌گیرد. من که بدنم را تا شب زفاف دست نخورده باقی می‌گذارم، یا اگر از آن استفاده میکنم دوباره برای شب زفاف آن را وصله پینه میکنم تا خواست خود را مخفی و نیاز به دروغ شنیدن دیگری را ارضا کنم، یا در حال سوم با یک حرکت آوانگارد برای مقابله با این تحجر به تحجر دیگری دست میزنم، بدنم را صرفا برای اینکه این ساختار را بشکنم در اختیار یک رابطه ی ساعتی می‌گذارم تا از شر این تابو خلاص شوم، در هر صورت من بدنم را با ذهنم همراه نمیکنم. بدن من با خواست من همراه نیست با تربیت سرکوب همراهی می‌کند. من در قاب‌های سنتی سوخته دستمال‌هایی را نقاشی کردم که لکه های خون بکارت را در خود جای دادند و یک دستمال را به عنوان سند واقعی در قابی بزرگتر قرار دادم. سنت پوسیده ای که حل نشده فقط پنهان در ذهن بستر جامعه ی من زیست می‌کند.
بدنهایمان ابزار سلطه ی دیگری و ذهن هامان در گرو رسوم و دگم اندیشیهای جمعی است. تابو چیست و سربسته نگه داشتن تابو ها در قدرت بخشیدن به سرکوب سلطه گر چه کمکی می‌کند؟ ما قربانیانِ قربانیانِ قربانیان هستیم. افرادی که قربانیِ دیگری و دیگری که قربانی یک سیستم و سیستم‌ها که قربانی آرمان‌ها و نگرش‌های شکست خورده اند. انسان با بدنش به زندان می افتد. به بدنش تجاوز می‌شود، بدنش ابزار جاسوسی و خصوصی ترین نقاط بدنش دست مایه ی قضاوت و بررسی دیگری است.

حسرت بنُ
حسرت : نام گلی است که در ماه آخر زمستان بزیر برف روید و گل کند. پیازی خرد دارد و برگش ببرگ زنبق مانند است و گلی برنگ سرخ روشن و گاه زرد روشن و گاه سپید دارد . و از آن وی را حسرت گویند که وی آرمان دیدار بهار دارد لیکن هیچگاه بهار را نبیند و بعلت پیش رسی قبل از بهار برگ و گل کند و تا بهار آید او از میان بشده باشد.
زنان باز ماندگان ویرانی جنگی هستند، که از اخرین سنگر خود یعنی ریشه های از دست رفته عاطفه خویش دفاع میکنند.