حمید اسدزاده

متولد 23 – بهمن – 1362

ایران – مازندران – آمل

1391 ، کارشناس هنر ، کارشناس ارشد رشته نقاشی از دانشگاه هنر و معماری تهران

آغاز هنر تجسمی از سال 1379 و شروع حرفه ای آن از 1383

1394 تا کنون ، مدیر هنری گالری ایسو ، آمل

موسس و مدیر گروه هنری برجاس و پروژه های  گفتگویی برجاس

1389 تا کنون ، مدیریت آموزشگاه مقیم در مچاله ، آمل

1389 تا کنون ، تدریس هنر ، آموزشگاه مقیم در مچاله ، آمل

1389 – 1395 ، تدریس دانشگاه هنر نیما محمود آباد ، مازیار نور ، علمی کاربردی واحد 5 آمل، هنر و صنعت فذا آمل

1384-1388 ، عضو اصلی گروه هنری حجم سبز

1386 ، عضو اصلی گروه زر

1387 ، موسس و عضو اصلی گروه گلوا

نمایشگاه ها

برگزاری بیش از 10 نمایشگاه انفرادی و 120 نمایشگاه گروهی

از جمله …

نشست ها ی گفتگویی

1394 – 1398 ، برگزاری بیش از 30 نشست در پیرامون هنر تجسمی در گالری ایسو ، آمل

1389 تا کنون ، برگزاری مداوم جلسات نقد فیلم ، تئاتر ، موسیقی ، ادبیات فارسی ،  گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، پرورش ذوق عامه در عصر پهلوی ، تحلیل کتاب ، علی قلی پور ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، امر روزمره در جامع پسا انقلابی ، تحلیل کتاب ، عباس کاظمی ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، هنر معاصر و امر اجتماعی ، امید قجریان ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، برگزاری نشست گفتگویی برجاس ، هنرمند حرفه ای و هنرمند پیشرو ، عیسا چولاندیم ، گالری ایسو ، آمل

1397 ، سخنرانی با موضوع شئ وارگی اندیشه اسلامی ، آموزشگاه هنری بوم ، رشت

1397 ، گفتگوی آزاد پیرامون مجموعه آثار نقاشی من ، شهر کتاب نور ، نور

1398 ، سخنرانی با موضوع اتمیزه شدن هویت ایرانی ، گالری ایسو ، آمل

1398 ، سخنرانی با موضوع پروژه های گفتگویی برجاس ، گارگاه هنری و صنعتی یاتوکا ، رشت

فعالیت ها

1389 تا کنون ، ساخت گروهی چند ویدیو آرت و اجرای چند پرفورمنس و هنر محیطی

من جمله : ساعتها ، طناب ، زخم ، عامل شبه و یادمان تدفینی

نمایشگاه انفرادی

1385 ، 1386 ، نگار خانه زر ، آمل

1384  ، نمایشگاه طراحی ، خانه فرهنگ آمل

1385، نمایشگاه نقاشی ، خانه فرهنگ ، آمل

1387 ، نگارخانه حجم سبز ، قائمشهر

1394 ، طراحی و نقاشی به عنوان از این جنون معلق ، در گالری ایسو

1398 ، احولی ، گالری ایسو ، آمل

و …

1388 ، نمایشگاه نقاشان مازندران ، نگارخانه زر ، آمل

1386 نمایشگاه نقاشان مازندران ،  نگارخانه حجم سبز ، قائمشهر

1397 هنرمندان نقاش آمل ، گالری ایسو ، آمل

1394 – 1397 ،  برگزاری چهار دوره طراحی معاصر ، گالری ایسو ، آمل

1389-1398 ، برگزاری 15 دوره نمایشگاه ازآثار هنرجویان آموزشگاه مقیم در مچاله

1394 ، نمایشگاه جمعی ازهنرمندان ایران به بهانه ی افتتاح نگارخانه ایسو ، به همراهی حمید اسدزاده ، گالری ایسو ، آمل

1395 ، هنرمندان نسل نو ، هنر معاصر ، گالری ایسو ، آمل

2019 ، پروژه های گفتگویی برجاس ، اتمیزه شدن هویت ایرانی ، گالری ایسو ، آمل

2018 ، برگزاری نمایشگاه هنرمندان نسل نو، آمل ، نگارخانه زر ،آمل

ابر هکرها

تیزرهای خوش آب و رنگ تبلیغاتی که به کدهای سلامت مجهزند ، سلبریتی هایی که به نشان اطمینان آغشته اند و در الگو وارگی شان شنا می کنند، پوستر هایی مملو از استعاره های ساده و موجز اما رسا ، خبرهای تکراری که که حاکی سند های بر ساخته از واقعیتند ، تصاویر موجز و آواهای کوتاه ، کد گذاری شده  و تکرر ش تو را می برد بر آنجا که می خواهد

همه چیز مانند مینیمالیسم عزیز ، کم گو و گزیده گو و جاگذاری کن ، و ما همچنان در کنار کانون گرم خانواده زیر پای تلویزیون همیشه بیدار مقاومت می کنیم ، و منتظر کدهای جدید برای تصوُّر آینده می گردیم ، و به دستور این رمزواره ها در وعده ای جدید برای آینده نیامده مهندسی می شویم

و ای مینیمالیسم،  نا خود آی  جهان ، ما همچنان در بی خود آیی مان ، مهندسی می شویم ، ذهنی هک شده در اختیار ماهر ترین هکر ها ، کم گو و گزیده گو و بارگزاری کن

به جنگ افکار عمومی ، به نبرد ابر هکرها خوش آمدید

زندان ذهن

 

عین روز روشن است، سعی به پنهان کردن چیزی داریم که آشکارا روح و روان ما را نشانه گرفته است، آشکار است که پیوسته جامعه سعی دارد با ظاهری در زرق ورق پیچیده سعی به پنهان کردن چیزی داشته باشد که پیدا است. تلاش ما برای پنهان کردن واقعیتی آشکار، تنها به دردهایمان وضوح بیشتری می دهد.

هر روز روانمان باید انواع خشونت را جزء واقعیت خویش بپذیرد که بدون ترس و نظارت و به شیوه ای سیستماتیک آشکار می شود که دیگر سعی در پنهان کردنش نداریم بلکه روی نفرت ها، منفعت طلبی ها، دروغ ها، سطحی نگری ها، دو رویی و یا ریاکاری هایمان، کلاه شرعی و فلسفی می گذاریم. هر چقدر سعی بر پنهان کردن چیز آشکاری داشته باشی به آن چیز وضوح بیشتری می بخشی. آنچه همه به صورتی سیستماتیک و پیچیده تر به آن باور داریم، سلول انفرادی تنهاییمان است که در آن بیشتر سر در گم می شویم بدون آنکه منفذی برای نجات از آن تصور کنیم. ما تجمعی از بیماری هایی هستیم که مرز اجتماعی ما را فرا گرفته و هر روز عقده هایمان به صورت انواع خشونت ها آشکار تر می شود.

تصرّف خیابان

خیابان محل تردد و عبور و مرور ، محلی برای قرار ، قدم زدن ، انجام کارهای اداری و روزمره ، خرید روزانه ، محل تصادف و برخورد ، عاشقانگی و کنجکاوی ، جنسیت و نژاد و رنگ ، قوم و مذهب است . همه و همه را خیابان بهم متصل می کند ، تجمع همه انسانها در خیابان به هر دلیلی باشد و تو با هر علت پا به خیابان نهاده باشی ،نام خیابان ها، شمایل و تماثیل آن ، بدون در نظر گرفتن تفاوت ها ما را به یک ویژگی مشترک و عام می رساند ((نام خیابان ))، نام خیابان ویژگی عامیست که همه این تکثر ها و خواستگاه های متفاوت می بلعد و آن ها را یکی فرض می کند . خیابان از سالهای دور،  از زمان تاسیس خیابان های مدرن از نام هایی حکایت می کند که گویای افکار و خاستگاه حاکمیت باشد ، نام ها نماینده تنوع زیستی ، نژادی و قومی نیست و نام ها از تکثر فکری حکایت نمی کند، نام خیابان و میدان ، حجم ها ، نقاشی وبنرهای فرهنگی و تمام علایم و نشانه های شهری تکثر را بازنمایی نمی کند ، نام ها از قهرمانانی حکایت می کند که زندگیشان در حاله ای از ابهام است و عقایدشان دستکاری شده است ، نام ها از وقایعی حکایت می کند که راستی و ناراستی جزییات آن پنهان مانده و به یک نماد تبدیل شده اند ، هر یک از سربازان نماد چیزیست و هر یک از چهره های تاریخی به استعاره از چیزی بدل شده اند ، خیابان دایم ما را به یک ایدئولوژی خاص ارجاع می دهد ، چه بخواهیمش و چه باورش نکنیم ما تمام اعمال روزانه خویش را زیل نام هایی انجام می دهیم که از ایده خاص  و با دلایل مشخص برایمان انتخاب شده اند ، یک قرار عاشقانه در خیابان شهید … ، یک مغازه لاکچری خوب در خیابان آیت الله … ، یک رستوران شیک در خیابان شیخ …، یک داروی کمیاب در خیابان … خان ، یک قرار کاری در میدان فلسطین … ، یک آبمیوه خنک در خیابان …تیر ، یک پارک خوب در خیابان … عصر و … یک پاساژ پست مدرن در چهار راه شهید …

خیابان ما را از شهیدی به شهید دیگر و از آیت اللهی به شیخی دیگر و از وقایعی به وقایع دیگر ارجاع می دهد بدون اینکه زیر سقف این نام ها چگونه انسانهایی با تکثر های متعدد و ویژگی های متفاوت قدم می زنند .

خیابان در تصرف ایده ای خاص و مطلق درآمده و ازرنگ و تنالیته خالی گشته است و گویای هیچ تکثر و تنوعی نیست انگاری در دهه ای از تاریخ متوقف شده ایم و هرگز از هیچ خیابانی ما را از آن خارج نمی کند .

احولی (تسلسل ویران)
“افکار عمومی از با اهمیت ترین و پیچیده ترین حوزه محاسبات علوم سیاسی محسوب میشود.
سیاست مداران از اینکه کنترل افکار عمومی از اختیارشان خارج شود بسیار هراسانند.
نظام قدرت یا از طریق اعتماد عمومی یا از طریق ترس و ارعاب افکار عمومی را کنترل میکند، بدین امکان افکار عمومی یا به تحلیل تاریخی نظام حاکمه اعتماد دارند یا در شرایط ترس تحلیل خود را از تاریخ تکثیر میکنند و بدین وسیله تاریخ برای توجیه و خواسته های هر یک از طرفین مواد خامی محسوب میشود تا هر گونه که میخواهند آن را تفسیر کنند.
افکار عمومی کنش های تاریخی خود را بر اساس نیاز های روزمره محاسبه میکنند و آن بخشی از تاریخ را در فضای عمومی روایت می کنند که در نیاز های روزمره خود جستجو میکنند و به تاریخ انگاری روی می آورند. سیاست مداران نیز همان نیاز های روزمره مردم را از طریق رسانه های خویش به سمتی که میخواهند سوق می دهند و به تاریخ سازی روی می آورند.
بازی با رویداد ها و شخصیت های تاریخی امروز در فضای اجتماعی و سیاسی و تولیدات فرهنگی در رسانه های عمومی و مجازی امری متداول شده است. این نمایشگاه خود نمونه ای از یک بازی با منابع تاریخی محسوب میشود.
بازی ای که شاید کمی واقعی تر به نظر برسد یا بازی دیگری باشد برای پنهان کردن تاریخ یا تاکیدی باشد به نسبی بودن تاریخ نویسی. ایجاد فرم های مکانیکی و فضای تعاملی با تماشاگر تلاشی ست برای ایجاد روایت تاریخی و گذر دادن مخاطب از لابه لای زمان و این روشی ست که در لایه های مفهومی آثار نهادینه شده است، روایت گری یکی از ویژگی های زبانی در فرهنگ هنر ایرانی به خصوص در ادبیات و نگار گری ایرانی می باشد که سعی به وام گرفتن از آن کردم.
تصاویر منتخب شده در آثار، حاکی اسنادیست که در فضاهای مجازی و کتاب خانه ای به صورت روزمره دست به دست میشوند. شخصیت ها بخشی از قهرمان های سیاسی و تاثیر گذار بعد از مشروطه اند که بنا به ضرورت زمان در بازی من قرار گرفته اند و راوی قصه های من از تاریخ اند. “