شقایق شعبانی

متولد:23/9/1375
هنرمند هنرهای تجسمی
عضو گروه بُرجاس

نمایشگاه گروهی:
هنر در قرنطینه/گالری ایوان1/1399
پروژه های بُرجاس/آنکه دوستت نیست،حتما دشمن است/گالری ایسو/ 1399
پروژه های بُرجاس/ کلکسیون درد / گالری ایسو / آمل / 1398
پروژه های بُرجاس/اتمیزه/گالری ایسو/آمل/ 1398
پروژه های بُرجاس/شرکت در بینال استریل/درسدن/ آلمان/ ۲۰۱۹
یادمان تدفیتی/دوسالانه پرسبوک/1398

پشت نویسی/گالری ایسو/ همکاری با گالری طراحان آزاد/ ۱۳۹۷
پشت نویسی/گالری دیدار/اصفهان/1397
پشت نویسی/گالری هومر/کرمان/1397
پشت نویسی/گالری آبان/شیراز/1397
کجکوک/ گالری نخستین گذار/اصفهان/۱۳۹۷

هنرمندان مازندران/ گالری نوران/ قائمشهر/ ۱۳۹۷

نمایشگاه گروهی برجاس/پروژه های آران/ تهران/ ۱۳۹۶
چهارمین نمایشگاه طراحی تخصصی/گالری ایسو/آمل/1396

نمایشگاه گروهی برجاس/گالری آران/تهران/۱۳۹۵
دومین نمایشگاه طراحی تخصصی/گالری ایسو/آمل/ ۱۳۹۵

خودنگاره/گالری ایسو/آمل/ ۱۳۹۵

نمایشگاه نقاشی هنرمندان معاصر ایران/ گالری ایسو/ آمل/۱۳۹۴

نمایشگاه نقاشی گروهی بُرجاس/گالری هنر/ساری/ ۱۳۹۳

نمایشگاه گردان:
نمایشگاه گروهی عکس مفهومی/گالری ایسو/1395
انفرادی:
نمایشگاه میکس مدیا/سودا/گالری ایسو/1397
نمایشگاه میکس مدیا/امحا/گالری ایسو/1395

در دنیای امروز رسانه ها از جایگاه ویژه ای برخوردارند. به طوری که قدرت حفظ، دگرگون کردن فرهنگ جامعه را دارند. رسانه ها با جهت دهی به دریافت های مخاطبان می توانند به ارزش های فرهنگی، اجتماعی و… شکل بدهند. اما امروز رسانه به جای بازنمایی واقعیت و یا توجه به نیاز واقعی جامعه، سعی در ساختن واقعیتی دارد که به صورت دست کاری شده به مخاطب داده می شود. واقعیتی برساخته که فقط در کادر دوربین قابل رویت بوده و با اتفاقات بیرون کادر همخوانی ندارد‌.

سودا
رابرت شلدریک از پیشروترین فیزیکدانان کوانتومی در یکی از شگرف ترین دستاوردهای علمی بشری اثبات میکند که : هر صورت مادی خاطره ای دارد که قادر به نقل اطلاعات به طور خلق الساعه از طریق زمان و فضاست.
از این رو تکه های گچی را انتخاب کردم.مصالح گچ یکی از پررنگ ترین ماده ها ایست ک حضور جدی در فضای زندگیمان در طول تاریخ تا ب امروز دارد.
ترک و فرسودگی گویای زمانی است ک بر این ماده رفته است و نقش هایی که من بر این گچ میبندم انگاره خاطرات محفوظ انسان هاییست که چون یادهای گذرا از کنارمان می گذرند هم آمیزی تصورات من با ذهن ماده گچی آن چیزیست که از نگاه شما می گذرد

امحا
از وجود تو بعد ها فقط یک چیز میماند: بغضی جامانده در گلو یا شیشه ای شکسته در سینه. چیزی که گاه آنقدر وجودش ضروری می شود که فراموش کردنش یعنی از دست دادن بخشی از خود، فرقی نمی کند حتی اگر در گلویت یک قیچی جا مانده باشد یا بغضی، نفسی.
زهدان اگر خالی هم باشد تو عادت کرده ای دست بگذاری روی شکم و هرگز دست بر نداری که اگر اینطور شود جای خالی از دست رفتن ها را هیچ پر نخواهد کرد.
من نمی توانم فراموش کنم اما فراموش شدن را خوب میدانم. حالا زوال از من گلویی جا میگذارد بی نفس با بغضی زخمی و همیشگی در خود…