Journal

نشست تخصصی مهمان: فرامرز لاریجانی

 

نمایشگاه انفرادی/مغناطیس2/تورنگ سلیمانی/گالری ایسو/9 مهر 1395

استیتمنت:

انتـها ، مسیر پیش روست . مقصـدمـان منتـهی به آن اسـت، به جایی که تمام می شویـم.
حال هر چه روشن تر قدم در مسیر بگذاریم هـویت آشنـای خویش را همسوی خود میکنیـم.
گـذر زمـان نور پر شده از هویتمـان را بر می تابـاند و مسیر را به انتـهای نا معلوم می کشـاند.
زمان که می گـذرد همچـــون رویش گیاهــی سبز در دل کوه ، بی هـویت شــدن و ویـرانی
درونمان جان میگیرد و رشد میکند . تنمان به خانه ای ویران میماند که در ترک های
روی دیوارش جا میگیرد و همسو میشود در آن . طرح هم میگیرد و زیست هم.
به سرگذشت نامعلوم دچار می شویم که از هویت انسان بودنمان زمین ها زمین ها ،
آسمان ها آسمان ها فاصله دارد . در امتداد مسیر آسمان می گردیم و می گردیم و می گردیم.
در انعکــاس خودمـان، در تصویر پـوچ هـر روزه ی خویـش که همچون صخره هـا و سنـگ ها
شده ، تغییـر می کنیم به آنچـه نیستیم.  به لاشـه ای مبدل می شویم که در سقف آسمان
خویــش آویــزان شده و در  به روی خود می بندیم و از هوای مسموم خود نفس می کشیـم
چشم می بندیم به هر آنچه می دیدیم و کورکورانه از مسیر دور میشویم و چشم خود خـاموش می کنیم و قرض سنگ می کنیم  در آن پراکنده می شویم در جای جای جهان ؛
مثل من…
مثل تو…
بیهوده پلک می بندیم و نگاه می کنیم به هیچ و پوچ زمان.

درباره آثار/حمید اسدزاده:

 

تن , زمانی که از زهدان مادر خارج می شود , رو به سوی موت می گیرد و این ناگزیر , واقعیتی از همنشینی خواسته و ناخواسته تن با طبیعت دارد , خاک در آغوش می گیرد آب حیات می دهد و فساد می بخشد , آتش  می سوزاند و انرژی می زاید و می میراند و باد جریان می بخشد و پراکنده می کند فیگور های مستحیل در آثار تورنگ سلیمانی در چالش با این چهار عنصر حیات بخش و مرگ آور هستند , در بین واقعیت مرگ و زندگی , و این داستان تلخ و شیرین تن است
تصاویر زمینه اثر بین جهان ذهن و عین سرگردانند , و هنرمند سعی می کند با کلاژ عناصر مفهومی فضا را بشکافد و این واقعیت را با مخاطب خود شریک شود , استفاده از لوله دالانی برای مخاطب می گشاید و با استفاده از آینه صورت مخاطب را در بخشی از اثر خود منعکس می کند. مخاطب مانند شبحی در آینه های محدب و مقعر اثر ناپدید می شود. مانند حیات ناپایدار تن در این جهان , لوله ها برآمده از زمینه تابلو ما را یاد شهر فرنگ می اندازند که در هر دریچه آن تجربه ای از بشر نهفته بود چیزی جالب و خارق العاده که چشم مخاطب را به دریچه ای می گشاید ,انسان موجودیست که بین گذشته برگشت ناپذیر و امید به آینده محکوم در زمان حال است محکوم به مرگ و زندگی.

Solo Exhibition / Magnet 2 / Toorang Soleimani / Isoo Gallery / October 30, 2016

 

Statement:

Finally, the path ahead. Our destination is where we end up.

Now, the clearer we step on the path, the more we identify our familiar identity with ourselves.

The passage of time reflects the light filled with our identity and leads the way to the unknown end.

As time goes on, as well as the growth of a green plant in the heart of the mountain, it becomes anonymity and destruction.

It lives and grows inside us.

Our body is like a ruined house in the cracks

It sits on the wall and aligns with it. It takes a plan and a life.

We are confronted with an unknown story that of our human identity, the lands, the lands,

The Skies The Skies are far away. We walk and walk and walk along the path of the sky.

In our reflection, in the image of our daily emptiness, which is like rocks and stones.

We become what we are not. We become a corpse on the roof of the sky

We hang ourselves and close the door on ourselves and breathe our poisonous air.

We close our eyes to everything we see and blindly turn away from the path and turn a blind eye and borrow stones, scattering in it all over the world;

like me…

Like you…

We close our eyes in vain and look at the nothingness and emptiness of time.

 

 

About the artworks / Hamid Asadzadeh:

The body, when it comes out of the mother’s womb, goes to death, and this inevitable fact is the reality of the body willingly and unwillingly accompanying the body with nature, embracing the soil, giving water of life and corruption, burning fire. And it generates energy and dies and the wind flows and scatters

The besieged figures in Toorang Soleimani’s artworks are challenged with these four life-giving and deadly elements, in the midst of the reality of life and death, and this is a bittersweet story.

The wallpapers of the work are wandering between the world of mind and object, and the artist tries to explore the conceptual elements of the space by collage and share this fact with his audience, using a pipe, opens a corridor for the audience and uses the mirror to Reflects part of its effect. The audience disappears like a ghost in the effect of convex and concave mirrors. Like the unstable life of the body in this world, the pipes coming out of the background of the painting remind us of the Diorama, in each of which there was a human experience.

Something interesting and extraordinary that opens the eyes of the audience to a window, man is a A living thing who is doomed between the irreversible past and hope for the future doomed in the present, doomed to death and life.

مطلب را پسندیدید؟ به اشتراک بزارید!

0 comments on “نشست تخصصی مهمان: فرامرز لاریجانی

Leave Comment