Journal

نمایشگاه انفرادی شقایق شعبانی، امحا

نمایشگاه انفرادی / نقاشی، طراحی و ترکیب مواد/ اِمحا /شقایق شعبانی/گالری ایسو/30 مهر 1395

استیتمنت هنرمند:

چیزی را در خودت جا میگذاری که ذره ذره چنان جا خشک میکند، روحت را می مکد، جسمت را می مکد و این مدام که به مرگ نزدیک می شوی هنوز حضورش پابرجاست.

از وجود تو بعد ها فقط یک چیز میماند: بغضی جامانده در گلو یا شیشه ای شکسته  در سینه. چیزی که گاه آنقدر وجودش ضروری می شود که فراموش کردنش یعنی از دست دادن بخشی از خود، فرقی نمی کند حتی اگر در گلویت یک قیچی جا مانده باشد یا بغضی، نفسی.

زهدان اگر خالی هم باشد تو عادت کرده ای دست بگذاری روی شکم و هرگز دست بر نداری که اگر اینطور شود جای خالی از دست رفتن ها را هیچ پر نخواهد کرد.

من نمی توانم فراموش کنم اما فراموش شدن را خوب میدانم. حالا زوال از من گلویی جا میگذارد بی نفس با بغضی زخمی و همیشگی در خود…

درباره نمایشگاه/مصطفی معصومی:

فیگورهایی رنگ پریده و مرده با پس زمینه ای از رنگ طلایی که به آن همه زوال رنگ و بوی تقدس می دهد! این پارادوکس در تمام آثار این مجموعه شعبانی حفظ شده. در نقاشی های کلاسیک این مفاهیم جاودانه بودند که با رنگ طلایی به شکل حاله ای دور سر قدیسین به آنها حس و حالی آن جهانی میدادند، در واقع رنگ طلایی رنگ جاودانگی بود، اما در آثار شعبانی میتوان گفت که ما با جاودانگیِ “مرگ” مواجه ایم، مرگی استعاری! در واقع این آثار نمایشی از به زوال کشیده شدنِ عواطفِ بنیادیِ انسانی است و نقدی بر عدم درک انسان از درونی ترین تجربیاتِ احساسی و غریزی اش.

Solo Exhibition / Painting, Design and Composition of Materials / Exhalation / Shaghayegh Shabani / Isoo Gallery / October 20, 2016

Artist Statement:

You leave something in you that bit by bit takes its place inside you, sucks your soul, sucks your body, and its presence as you approach death is still there.

There is only one thing left of you later: a hatred left in your throat or a broken glass in your chest. Something that sometimes becomes so necessary that forgetting it, that is, losing a part of oneself, does not matter, even if there is a pair of scissors left in your throat or, hatefully, a breath.

Even if the uterus is empty, you are used to putting your hand on your abdomen and you will never touch it, because if this happens, nothing will fill the empty space of the losses.

I can not forget, but I know forgetting well. Now the decay leaves me breathless with a wounded and permanent hatred in me

About the exhibition / Mostafa Masoumi:

Pale and dead figures with a golden background that gives it all the decay of color and the smell of sanctity! This paradox is preserved in all the artworks of this Shabani collection. In classical paintings, these concepts were immortal, giving them a heavenly feel with a golden hue around the saints’ heads.

In fact, the golden color was the color of immortality, but in Shabani’s artworks we can say that we are facing the immortality of “death”, a metaphorical death! In fact, these works are a demonstration of the decline of basic human emotions and a critique of man’s lack of understanding of his innermost emotional and instinctive experiences.

 

مطلب را پسندیدید؟ به اشتراک بزارید!

0 comments on “نمایشگاه انفرادی شقایق شعبانی، امحا

Leave Comment