Journal

نمایشگاه انفرادی مصطفی معصومی، واعظان مرگ

Mostafa masomi

مصطفی معصومی

 

 

واعظان مرگ

1_در لحظه زیستن به چه معناست؟ چه بحران هایی مانع در لحظه زیستن می شوند؟ و یا بقول نیچه: براستی، آنکه بهنگام نمیزید، چگونه بهنگام تواند مرد؟

اینها پرسش هایی بودند که از خودم می پرسیدم و به دنبال قالب مناسبی بودم برای بیان این دل مشغولی.

 

2_بخشی از این قالب با میراثی که از اواخر قرن نوزدهم در نقاطی از اروپا برایم بجا گذاشته بودند پی ریزی شد و آن میراث عکس هایی بود که از مرده ها می گرفتند، اما نه در تابوت یا کفن و… ، بلکه آنها را روی صندلی می نشاندند، لباس های مجلسی بر تن شان می پوشاندند و بعد عکاسی شان می کردند. بطوری که انگار زنده اند و به صندلی لم داده اند و چُرت میزنند. مردم آن زمان معتقد بودند زندگیِ شان پس از مرگ در این عکسها ادامه پیدا میکند.

اما چیزی که در این عکس ها نظرم را جلب کرد، فلسفه و اعتقادات مردم آن زمان نبود، بلکه معلق بودن فیگورها بین دو ساحت مرگ و خواب بود، که میتوانست پرسش ها و بحران های مد نظر من را با کمک نشانه هایی که آن را با فیگورها همراه کردم مطرح و بیان کند.

 

3_ فیگورهایی که به تصویر کشیدم، برای من نه زشت هستند و نه زیبا، بلکه همان چیزی هستند که هستند. آنها بنا بر موقعیت هایی که در آن قرار گرفتند ساخته شدند. من آنها را عکاسی کردم و بعد هستی هایی که در اطرافم پرسه می زدند را در کالبدشان احضار کردم.

 

4_درباره واعظان مرگ، عنوان بخش کوچکی از کتاب “چنین گفت زرتشت” فردریش نیچه است. واعظانِ واقعیِ مرگ، در مجموعه  من پنهانند و فیگورهای من قربانیان آنانند، قربانیانی که  ناخواسته وعظ مرگ می گویند.

 

 

 

.

Preachers of Death

1-What does living in the moment mean? Which toubles prevent leavung in the moment? Or according to what Nietzsche said: In fact the one who doesn’t leave in an apropos way how does he/she want to die in an apropos way? These were the questions I asked myself and I was looking for a proper template to express my concern.

 

  1. A piece of this template was created with legacy from the late nineteenth century to places in Europe and those legacy was photographs taken from the dead, but not in coffins but they sat them in the chair, dressed up and then photographed them. As if they were alive, they leaned in the chair and taking nap. People at that time believed that their lives would continue in these pictures after death.

But what attracted me in these pictures was not the philosophy and beliefs of the people of that time, but the suspension of the figures between the two realms of death and sleep, which could address the questions and crises of my concern with the help of the signs that I came up with figures.

3-The figures I portrayed are neither ugly nor beautiful to me, but they are what they are.They were biult according to the situation in which they were placed. I took picture of them and then I summoned the existences that are prowling around me in their body.

4-About Preachers of Death , it’s the title of a small part of the book “Thus Spoke Zarathustra” from Friedrich Nietzsche. In this part he considered some intellectual doctrine the same which seem to be different and call them death preachers. Real death preachers in my paintings are hidden and my figures are their victims. The victims which are unintentionally preached to death.

مطلب را پسندیدید؟ به اشتراک بزارید!

0 comments on “نمایشگاه انفرادی مصطفی معصومی، واعظان مرگ

Leave Comment