Journal

نمایشگاه گروهی برجاس درگالری آران

 

 

دومین نمایشگاه گروه هنری بُرجاس در گالری “پروژه های آران”/ 6 مرداد ماه 1396

حمید اسدزاده . فروزان سلیمانی . شقایق شعبانی . علی فاضلی . فرزانه قلی زاده . اکبر راد . مصطفی معصومی

برای دومین سال اعضای گروه هنری برجاس که حول گالری ایسو در شهر آمل گرد آمده اند، آثار خود را به نمایش می گذارند. هنرمندان معاصر حاضر در این نمایشگاه به علل مختلف در آمل رحل اقامت افکنده اند. به دور از هیاهیوی شهرهای بزرگتر و خصوصاً پایتخت. در توضیحی کوتاه از ذهنیت قالب بر این گروه، می گویند:  در آمل طیف های نوری را یافته ابم که هویت واقعی اشیا و رویدادها در آن واقعی تر به نظر می رسند.
حمید اسدزاده 《احولی》 را در دید انسان جست و جو می کند. در دو شکل دیدن یک مفهوم. در وسعت اجتماعی که نماد را بیشتر از اصل می شناسند و صورت را بیشتر از معنا. این دوبینی یعنی جنگ بر سر یک مفهوم اما از دو نگاه. در زنان فروزان سلیمانی، لحظه ای خاص از زندگی به تصویر در می آید. لحظاتی که شاید سرنوشت ساز هستند. درنگی و آنی که باز گشت پس از آن دیگر میسر نخواهد بود. کشمکش درون و بیرون، شبیه جاذبه زمین که جزر و مد را می سازد. اکبر راد انسان را فرو رفته در تاریکی می یابد. تسلیم شده و فراموش شده و در قعر تنهایی. بازی نور و رنگ اما نشان از حضور امید دارد. مصطفی معصومی در بازی با هنرمندان بزرگ تاریخ هنر، و با همزاد پنداری، حضور ذهنیت خود را به تصویر می کشد. در بازسازی این تصاویر هنرمند جوان ذهن خود را به تاریخ هنر پیوند می زند. شقایق شعبانی احساسات و آلام همیشه حاضر را ثبت می کند. رنج هایی که با رنگ سفید روی بوم امحا می شوند. مرهمی بر زخمهای کهنه. علی فاضلی هویتی را نشان می دهد که دستخوش تجاوز و تعارض است، هویتی که شخصی ترین سندش هم مدام در تغییر است. سندی که جبر جغرافیایی را به رخ می کشند، و آنچه که لاجرم باید پذیرفت. بایدها و نبایدهایی
که هویت انسان را شکل می دهند.
فرزانه قلی زاده بر زوال همه ی موجودات و مفاهیم تاکید دارد. با قبول چرخه زوال و با تاکید بر نقش انسان در نابودی خود و همچنین طبیعت، نوید تولدی مجدد داده می شود.

برجاس: هدف متحرک روی هوا

 

Hamid Asadzadeh . Farzaneh Gholizadeh . Ali Fazeli . Forouzan Soleimani . Akbar Rad . Mostafa masoumi . Shaqayeq Shaban

Hosting artists of Borjass Group, of ISOO Gallery based in Amol, for second year, the exhibition includes works of seven artists with different mediums.
In his new series “Squint”, Hamid Asadzadeh, explores dual perceptions of same concept. In social spectrum that recognizes the symbol more than the axiom and surfaces mor than meaning. This dual perception leads to clashes between two visions of same concept. In women of Forouzan soleimani a defining moment in their lives is pictured. Instants that determines their fate. A moment after which return will not be possible. The paintings refer to the struggle between the inner self and the outside world resembling Tide of oceans and the underlying force of gravity of earth. Akbar Rad finds humans engulfed in darkness. Surrendered and forgotten and in depths of loneliness. However the play of color and light in these paintings signal presence of hope. Mostafa masoumi inserts his own mind in to famous paintings of history of art. A conjecture and remaking that connects the young artists to the giants of art. Shaqayeq Shabani registers the ever present emotions and torments. Agonies that she tries of console by covering female body whit white paint. A solace for tired souls. Ali fazeli uses Iranian birth certificates to show the violations on personal identity. Even a personal document is constantly changing. A document that shows force of geography and dos and don’ts that shape the human identity. Farzaneh Gholizadeh emphasize is on decay of all creatures and concepts. By accepting this inevitable cycle and stressing the role of humans in their own demise as well as that of the nature, a new birth is promised.

درباره ی پروژه/سید عمادالدین قرشی

 

هم اندیشی در بیان

اغلب چنین استنباط می شود که تجربیات هنری موجب وجد و لذت درونی در هنرمند است. شاید ارزیابی از این فرح بخشی بتواند ملاک خوبی برای فهم بهتر از پیچیدگی های ارزشیابی یا نقد اثر هنری باشد. فرایند ارزشیابی از آن جهت پیچیده است که هنر در کنار ارزش شناختی اش، ارزش لذتی نیز دارد حتی اگر از کارکرد لذتی هنر هم چشم بپوشیم، همچنان ارزشیابی اثر هنری موضوع پیچیده ای است. ارزشیابی اثر هنری، تنها اشاره به کلیات ترکیب بندی اثر نیست هر چند در این ارزشیابی، معمولا آشنایی با فرم هنری خاص، تاریخچه، سبک و… کاربرد بیشتری دارد. برگزاری نمایشگاه های گروهی تجمسی، خاصه نقاشی، همواره این فرض را مطرح می کند که تلقی هنرمندان از ارزیابی کار خویش در کنار سایرین به چه ترتیب است و اصولا آیا می توان هدف مشترکی را برایشان متصور شد؟ آیا صرفا جبر جغرافیایی می تواند سبب این همکاری باشد؟ ضرورت تداوم همکاری به چه عواملی بستگی دارد و… بُرجاس؛ آن چنان که در کاتالوگ نمایشگاه مولتی مدیای حاضر، خود را معرفی می کند، گروهی است که به دور از هیاهوی کلان شهرها، حول 《گالری ایسو》 در شهر آمل گردآمده و سعی در شناخت بهتر از پیرامون داشته و ذهنیتی پرسشگر برای فهم واقعیت ها دارد: 《در آمل طیف های نوری را یافته ایم که هویت واقعی اشیاء و رویدادها در آن واقعی تر به نظر می رسند》. با این حال، مفاهیمی همچون جست و جو، دُوبینی، کشمکش درون و بیرون، همزادپنداری، آلام همیشه حاضر و نیستی، سوژه هایی است که دستمایه هنرمندان گروه هنری فوق قرار گرفته است. اعضای بُرجاس می کوشند هر کدام با متریال خاص خودشان، سیری از تاریخ هنر را با خود یدک کشیده و مفاهیمی از دنیای ذهنی شان را به تصویر بکشند تا برای مخاطبان شان بازگو کنند؛ گویی از این کار لذتی وافر می برند.
حمید اسدزاده انسان را در هزار تویی پرهیاهو بر سر 《دوبینی》 گم می کند و سپس می یابد. انسانی که در هزار منِ سرگردان، خویشتن را جست و جو می کند. راه اگر باشد چنان آشفته می نماید که خویش اگر برخیزد آزادی میسر خواهد بود. آثار او دوگانگی حاکم بر انسان ها را براساس دو شکل دیدن یک مفهوم نشان می دهد و رابطه هنرمند با مخاطب را به کمک افکت بصری آکاردئونی کردن بوم و اسمبلاژ، با دو تصویر در یک قاب مواجه می سازد که از هر طرف که به آن نگریسته می شود، شمایلی مستقل را نشان می دهد و از زاویه روبه رو تداخل تصویری آن دو به چشم می خورد و این دو بینی بر سر یک مفهوم و نماد را کاملا مستقیم نشان می دهد. سوژه های آثار او بیشتر تقابلی از یک مفهوم است؛  اما از دو نگاه متفاوت نظیر شمایل مسیح(ع) و حضرت علی(ع)، سلطان سلیم عثمانی و شاه اسماعیل صفوی، کعبه و بیت المقدس و… هنرمند به کمک اسمبلاژ در تابلوهایش سعی در بیان صریح تر ایده خویشاوندی مفاهیم به ظاهر متضاد دارد.
فروزان سلیمانی در مجموعه تابلوهای نقاشی و اسمبلاژ 《کِشند》، به دنبال فریز کردن لحظه و آنی منحصر است که در بی مکانی زندگیِ خاطره سازِ درنگی ثبت شده است؛ لحظه ای سرنوشت ساز از زندگی زنانی که راه بازگشتی در آن ندارند. نقاشی ها در قابی که نیمی از آن با رزین پر شده و چیزی شبیه جاذبه زمین که جزر و مد تعادل مندی را ایجاد و تداعی می کند قرار گرفته است و در لابه لا و میانه قاب ها، شاخه و اجسامی محسور شده است. در آثار او، چشم های زنان را می توان انعکاس فراموش شدهُ انسان تصور کرد وقتی زنی سکوت می کند، ظاهرا چیزی را از دست داده است که از دست رفتنی نبوده. سنگینی این فراموشی بر شانه هایشان جامانده است. هنرمند دیگر این گروه، شقایق شعبانی در مجموعه 《اِمحا》، گویی احساسات و آلام همیشه سایه افکنده بر بشر را ثبت کرده است. او موضوعی روانشناختی را برای هنر آفرینی برگزیده است و رنج بشر را با صداقتی درونی به تصویر می کشند، رنجی که بوم ها را در بر گرفته و با عبور آگاهانه رنگ سفید روی بومِ امحا شده، همچون ضماد و مرهمی بر زخم های کهنه اش حس می شود و روان متاثر شده انسان معاصر و دنیای گاه تهی و گاه مبهمش را نمایان تر می کند.
مصطفی معصومی در مجموعه 《هم ذهن پنداری》، مخاطب را به مرور ارجاع مند به تاریخ هنر جهان از طریق بازسازی در آثارش دعوت می کند. تا سفری همراه با بزرگان و هنرمندان عرصه تجسمی غرب و شرق، نظیر ون گوگ و هوکوسائی داشته باشد و از خلال این باز گشت به تاریخ هنر، ذهنیت شخصی خود را نیز به تصویر می کشد. همچنین علی فاضلی با اثر《 استانداردسازی محصولات》 دغدغه هویت و ناپایداری آن در عصر معاصر را غنا بخشیده و به گونه ای، به جبر جغرافیایی اشاره دارد. اوراق شناسنامه درون لایت باکس های کوچک که نوشته ها، آگهی و اعدادی بر رویشان طراحی شده و بر اساس نورهای متنوع رنگی روشن و خاموش می شوند و عملا تصویر شناسنامه و صفحه کارت مخصوص ضرب مهر را با تصاویری دیگر در آمیخته است. او هویتی را نمایش می دهد که دستخوش تجاوز و تعارض است. هویتی که شخصی ترین سند آن هم پیوسته در تغییر و تحول است. استفاده آگاهانه از سطوح و نقوش هندسی شرقی( صفحه مخصوص ضرب مهر شناسنامه) و هم پوشانی آن ها، بایدها و نباید هایی است که هویت انسان را در جبر جغرافیایی شکل می دهد.
اکبر راد نیز در مجموعه 《زَنگار》نگره ای مستقل به مقوله تنهایی و انسان فرو رفته در عمق تاریکی دارد. انزوا مفهومی است که به دور انسان امروز چنبره زده و راه گریزی از آن نیست، اما او با استفاره از سویه های فرا واقع گرایی، کنتراست های شدید رنگی، زمینه نور و سعی در حفظ ایجاز در به هم پیوستن دنیای وهم و خیال، می کوشد دریچه ای از امید را همچنان باز نگاه دارد. دقت در بازنمایی جزئیات از ضرورت های پرداختن به پرتره است اما نقاش در اینجا برای رسیدن به بیان شخصی، کوششی برای بازنمایی سنت های پیشین ندارد و تجسم عینی واقعیت را به تجسم تجربی مخاطب از آن ترجیح می دهد و در نهایت فرزانه قلی زاده در ویدئوآرتش مفهوم 《داد》، را در کشاکش مرگ در طبیعت و گاه‌ کشتارهای فجیح انسانی، فریاد می زند. او بر زوال همه موجودات و مفاهیم تاکید دارد. چرخه انهدام  و نقش ستیزه جوی انسان را در نابودی خود و طبیعت و رابطه هنرمند با طبیعت می پذیرد اما نوید تولد و زایشی مجدد در اثرش پس از نابودی که انسان مسبب آن است را می دهد.

مطلب را پسندیدید؟ به اشتراک بزارید!

0 comments on “نمایشگاه گروهی برجاس درگالری آران

Leave Comment