Journal

نمایشگاه گروهی برجاس در گالری آران

پروژهای بُرجاس/نمایشگاه نقاشی گروه هنری بُرجاس در گالری آران/1395

در بیانیه این نمایشگاه آمده است:

نور هویت اشیا را باز می تاباند. جنبش و شدت نور به اشیا هویتی تازه می بخشد و انعکاس نور از پدیده ای، واقعی یکسان سازد. پیوند رویداد های

عینی، نسبتی واقعی را در ذهن ببینده محرز می کند. نور های گسترده تر همه ی اشیا پیرامون را در انعکاس خود حل می کنند. جهانی که در آن

زندگی می کنیم در پهنه خاکستری تیره ای محاط شده است و این گستره ی اعظیم از نور خاکستری تیره، شبحی در هویت و روابط بین پدیده ها به

وجود آورده است. آمل شهری که در آن به جستوجوی نور آمده ایم و در آن آرام و قرار یافته ایم نیز چنین است. ما نیز در این پهناوری اعظیم خاکستری

رنگ ها، طیف های نور را یافتیم که هویت واقعی اشیا و رویداد ها در آن واقعی تر به نظر میرسد.

 

انسان معاصر رو به تحقق کدامین آرزوی دیرینه و دست نیافتنی دارد؟ با توسل به کدامین رشته ی ذات بشری می توان این آسیمه سرایی نامتناهی را

فاتح شد؟ به راستی بازنمایی انسان به دست انسان تا چه اندازه هویت و ماهیت وجودی را باز می تاباند؟ سوژه ای روایتگر و بی انتها از چیستیِ زندگی

در مسند  آدمی. بار دیگر این دغدغه ی آشنا دست مایه ی زبان نقاشانه ی هنرمندانی گشته که در جست و جوهایشان به دنبال کشف ناشناخته های

درونی خویش هستند؛ انسانی که هر روزه در زیست خود در پی شهود معناست، به دور از هیاهوی پایتخت و منفصل از ایدئال پنداری های روز. گالری آران

در پروژه اخیرش با گروه هنری بُرجاس و همکاری گالری ایسو، نمایشگاهی از شش تن از نقاشان ساکن شهر آمل را به نمایش در آورده است. در

استیتمنت نمایشگاه آمده: 《جهانی که در آن زندگی می کنیم در پهنه ی خاکستریِ تیره ای محاط شده است و این گستره ی عظیم از نور خاکستری

تیره،  شبحی در هویت و روابط بین پدیده ها به وجود آورده است. آمل، شهری که در آن به جست و جوی نور آمدیم و در آن آرام و قرار یافته ایم نیز چنین

است. ما زیر این پهناوری عظیم خاکستری رنگ ها، طیف های نوری را یافته ایم که هویت واقعی اشیا و رویداد ها در آن واقعی تر به نظر می رسند》.

یک رویکرد مشترک در زبان چنین پیوستگی و همانندی را کنار یکدیگر نشانده است. هر یک از این نقاشان با تجربه گری متمایز و با تکیه بر لحظاتی

زیست شده، روایتی از انسان را بازگو می کنند که گویی برای رهایی از این هرج و مرج به تعقیب راهی برای عبور هستند. تخیل و فرارَوی از یک شبیه سازیِ

صرفا واقع گرایانه از دیگر وجوه متصل کننده ی این نقاشان به یکدیگر است. تعدد آبژه ها و بازیابی واژگانِ جاری شده در کلام، بستری قابل تامل  در هر یک را

باز می نماید. عشق، بیماری، رنج، کودکی، درد و پیری کلیدواژگان غایت تصاویری است که تلاش دارد جهانی را که گاه بر او چیره گشته و گاه آزادانه در انتخاب

آن قدم برداشته، شناسایی کند. در این زیستگاه پرآشوب، فانتزی های تلفیق شده با کودکانگیِ نقاشی های اکبر راد پیوستگی اش را با واقعیت پیش رو

متزلزل می سازد. هر آنچه رویای کودکی و تابوی جهان بزرگسالی است در پهنه ای از آبی ها و رنگ های درخشان امکان بروز یافته است. در نقاشی های او

حضور پررنگ زن در هیئت مادر و معشوق ترس های این جهانی را به ارامشی ابدی مبدل ساخته است. نمود زنانگی و تاسی به باز اندیشی ذهنیت زنانه در

نقاشی های فروزان سلیمانی و شقایق شعبانی فراخوان روایتی است تا مسئله ای از شناخت بدن در موقعیت فرتوت و رو به کهنسالی و تجر به ی توام با

تناقضِ درد و جوانی را ملموس سازد. این رویارویی، کوششی روانشناختی را طلب کرده تا با توسل بر آیکون های معیشتی و ذهنی بر این تشویش ناشناخته

مرهمی گمارده شود. پناه بردن به تاریخ و کاوش در ارزش های بازمانده از آن، مسبب ترکیب عناصری است که همواره در پی تفکیک راستی از ناراستی است.

این دغدغه در نقاشی های مجید کامرانی که از نسلی متفاوت از هم گروهی هایش می آید او را به گفت و گو از تبارمندیِ تباه شده ای وا می دارد که پیوسته

در هیئت قضاوت کننده ی تضادهایش بر انگیزد. آدم های دفرمه شده ی مصطفی معصومی موقعیتی عصیانگر از پدیده ای را گوشزد می کنند که هر لحظه در

زیست آدمی جاری، اما نهان است. کابوس واره های معصومی منتهی به دریاست. جغرافیایی آشنا و پیوند خورده با خودآگاهی که ذات وجودی اش  اسارت را

می آفریند، و تجسم یکی شدنش رهای را. حقارت و فرومایگی ویژگی نهادینه شده ی فرمی و ذات محور آدم های تصویر شده ی حمید اسدزاده است. او لب

به سخن از دلهره ای باز می گشاید تا در مذمت آنچه انسان امروزی به آن گرفتار آمده، رازش را برملا سازد. در این تصاویر مستحکم به طراحی، خاکستری ها

و سیاهی هایِ چیره در تار و پود، آدم های تنیده شده با چشمانی مضطرب و طبیعتی ناآرام به دنبال گذر گاهی نامعلوم هستند. دخل و تصرف های زیباشناسی

در آثار هر یک، از جوششی هنرمندانه و پیگیریِ مسیری شخصی بر آمده و دست به آشنایی زدایی می زند. در حقیقت این ارتباط بی واسطه ی زبان با ایده است

که لحن هنرمندانه ی اثر را می سازد. توجه ویژه به تکنیک و بررسی امکانات نقاشانه اگر چه امتداد راهی از گذشته را پیموده، تلاش دارد مسئله ی نقاشی

و دستاورد های حاصل از آزمون و خطا کردن هایش را با مخاطب در میان گذاشت و جهان بینی هنرمند را به تصویر بکشد. هر دم تاکید بر زوال تدریجی و بیرون

ساختن زندگی از این ورطه، نگاهی را آمیخته با شکلی از عمیق شدن به افراد و اشیا را به تماشا در آورده است.

مجادلات یک گفت و گوی درونی
نمایش نقاشی گروه هنری بُرجاس در گالری آران
مهرنوش علی مددی_1395

مطلب را پسندیدید؟ به اشتراک بزارید!

0 comments on “نمایشگاه گروهی برجاس در گالری آران

Leave Comment