Journal

پروژه شهر به مثابه قبرستان

پروژه شهر به مثابه قبرستان/ پروژه های گفت و گویی بُرجاس/ فضای هنر معاصر ایسو

بیانیه:

مدت ها در مناسبت های ارتباطیِ نسل های مختلف طی این سال های اخیر، احساس ناامیدی به آینده و نداشتن معیار ارزشی گذاری مشخصی را درک

کرده و دیده ام . این ناامیدی ها عوامل گوناگونی دارند ولی آنچه از برآیند این اتفاقات می توان حدس زد، این است که جامعه ی ایرانی بصورت آشکارا به

سمت نوعی نهیلیسم و پوچ انگاری منفی سوق پیدا کرده است. از بین رفتن ارزش های جمعی مانند آزادی در ارتباط جمعی، آرامش اجتماعی، شادی و

جایگزین شدن فرهنگ دورویی، دورغ و دزدی، گویای آن است که جامعه از اخلاقیات و عقاید سنتی خویش دست برداشته است و به شکل غیر اخلاقی و

بی معنا از بقای خود بصورت خودخواهانه حراست می کند. به گونه ای دیگر می توان گفت بقای دیگری را خطری بزرگ برای خویش می پندارد. جامعه ای

که به چنین وضعیت هراس انگیزی دچار شده است، به سمت سراشیبیِ فروپاشیِ هر نوع معنای انسانی در حال حرکت است. وقتی که در شهر قدم

می زنیم، چیزی که به راحتی قابل مشاهده است، بی اعتمادی و بی معنایی است و انسان بی معنا، چون مرده ای متحرک لَشِ خود را از این طرف به آن

طرف می کشد. شهرها پر از مردگانی متحرک است که برای آینده ای نامعلوم می کوشند و این خُروشی است بی معنا و جنبشی است بی آینده. از طرفی

ذهنمان به تاریخ و گذشته هم هیچ نوع امنیتِ معنایی ای حس نمی کند، چون دائما با تاریخی تحریف شده مواجه گشته است. در این سال های اخیر در

تشویش ها و اضطراب های گوناگون ذهنمان به “اکنون” دوخته شده است. اکنونی رها شده در بی معنایی و این حالیست بی حضور، برخلاف آنچه نیاکانمان

دائما ما را به آن فرا می خوانده اند. حضوری در “حال” با کمال دقت در خود و به اعمال نگریستن که خود یک ارزش غایی محسوب می شد. انسانی که نه حال

دارد و نه درکی از گذشته و نه اطمینانی به آینده، انسان بی معنایی که با دست خود لحظه ها را کفن می کند. امروز شهر، به مثابه قبرستانی است که

انسان هایش عمود مرده اند و لحظه هایشان رو به قبله شده است.

حمید اسد زاده

مطلب را پسندیدید؟ به اشتراک بزارید!

0 comments on “پروژه شهر به مثابه قبرستان

Leave Comment